فروش ماسک مو لوریس www.tehranstar.ir

فروش ماسک مو لوریس www.tehranstar.ir

سي ساله‌هاي به درد نخور؟!

خبر در حد چند کلمه بود؛ «يک عضو کميسيون تلفيق لايحه بودجه سال 94 از تعيين تکليف اين کميسيون براي سرباز فراري‌ها و تعيين جريمه 30 ميليون توماني براي سربازان فراري 30 سال به بالاي مجرد خبر داد.»

به گزارش ابتکار، شايد تا اينجا سئوالي يا مبحثي در ذهن متبادر نمي‌شد. اما تمام افکار از چند خط بعد و آن هم با اشاره غلامعلي جعفرزاده، يکي از مسئولان، به بررسي موضوع سرباز فراري ها، هجوم آورد. «اينها افرادي هستند که بالاي ده سال از موعد خدمت‌شان گذشته و خدمت سربازي انجام نداده‌اند و حداقل سن آن‌ها هم سي سال است. از طرفي آن‌ها به درد نظام وظيفه هم نمي‌خورند و نمي‌شود آن‌ها را اجباري به سربازي برد.» نکته در همين جا نهفته بود. « آنها به درد نظام وظيفه هم نمي‌خورند.»

چرا سي ساله ها به درد نظام وظيفه نمي‌خورند؟

بحث فروش سربازي مطرح نيست؛ اين جمله را نيز همان مسئول مي‌گويد. مساله بعدي در همين جا مطرح مي‌شود که اين افراد بايد جرائمي پرداخت کنند که بتوانند از برخي تسهيلات شهروندي مثل انجام کار اقتصادي، داشتن دفترچه بيمه و برخي مسائل اين‌چنيني استفاده کنند اما حتي در صورت پرداخت جريمه از برخي حقوق ديگر مثل کانديداتوري شوراي شهر، نمايندگي مجلس و استخدام دولت محروم خواهند بود. با نگاهي گذرا به تيترهاي اخبار مي‌بينيم که واژه افسردگي به خوبي در آنها مرور مي‌شود و هر روزه به تعداد و علل اين بيماري روحي و رواني اضافه مي‌شود. يک روان شناس معتقد است، والدين بدون داشتن آموزش‌هاي قبلي از تحولات دوران نوجواني و جواني باعث ايجاد عواملي در بروز افسردگي در فرزندان مي‌شوند. علايمي نظير پرخاشگري بي‌مورد، اشکال در تمرکز، سرگرداني، در خود فرورفتگي، نداشتن رابطه صحيح با والدين، خصومت و بي‌هدفي با افسردگي ارتباط تنگاتنگي دارند. حال مي‌توانيم والدين را کمي بسط دهيم به جامعه و در نگاه عميق تر و بزرگ تر، مسئولان را جايگزين واژه والدين کنيم. اما اين به محتواي خبر چه ارتباطي پيدا مي‌کند؟

ديروز، امروز، فردا

آبان ماه امسال بود. دکتر محمدرضا رستمي، مشاور وزير و متخصص امور جوانان در ميزگرد دبيرهاي انجمن هاي دانشجويي گفت: « تفاوتي بين اکنون و دوره آقاي خاتمي وجود ندارد. در دوران انقلاب و جنگ، امام (ره) به جوانان اعتماد و اهتمام داشتند ايشان باور قلبي داشتند که تنها راه برون رفت از معضلات و مشکلات جامعه مشارکت جوانان است. فضاي انقلاب و پس از انقلاب به جوانان آميخته بود. جوانان آن دوران يا از کشور خارج شده اند و يا جزوي از حاکميت شدند. همان جوانان ديروز، به جوانان امروز باور و اعتماد ندارند. در حالي که رهبري نظام پس از امام (ره) نيز تاکيد بر مشارکت جوانان دارند با اين حال نسل جوان امروز کمترين مشارکت را در امور کشور دارند. جوانان نيز سرمايه بزرگ کشور و جمعيتي بالغ بر 24 ميليون نفر هستند. دولت با توان اندک در مقابل چنين سرمايه اي کاري از پيش نمي‌برد.» آرام آرام که پيش مي‌رويم، شاه کليدهاي ذهني ما پيدا مي‌شود. قفل هايي که چندي است شايد به ذهن ما زده شده، يکي پس از ديگري باز مي‌شود و باز هم در اينجا همان جمله کليدي نماينده مجلس شوراي اسلامي را با خود مرور مي‌کنيم که «اينها به درد نظام وظيفه نمي‌خورند.»

خاطره‌سازي يا خاطره‌بازي؟

به سال 1333 ه.ش در شهرستان مياندوآب در يك خانواده مذهبي و باايمان متولد شد. در دوران كودكي، مادرش را – كه بانويي باايمان بود – از دست داد. بعد از شهادت برادرش حميد و برخي از يارانش، روح در كالبد ناآرامش قرار نداشت و معلوم بود كه به زودي به جمع آنان خواهد پيوست. پانزده روز قبل از عمليات بدر به مشهد مقدس مشرف شد و با تضرع از آقاعلي‌بن موسي‌الرضا(ع) خواسته بود كه خداوند توفيق شهدت را نصيبش نمايد. سپس خدمت حضرت امام خميني(ره) و حضرت آيت‌الله خامنه‌اي رسيد و با گريه و اصرار و التماس درخواست كرد كه براي شهادتش دعا كنند. اين فرمانده دلاور در عمليات بدر در تاريخ 25/11/63، به خاطر شرايط حساس عمليات، طبق معمول، به خطرناكترين صحنه‌هاي كارزار وارد شد و در حالي كه رزمندگان لشكر را در شرق دجله از نزديك هدايت مي‌كرد، تلاش مي‌نمود تا مواضع تصرف شده را در مقابل پاتكهاي دشمن تثبيت نمايد، كه در نبردي دليرانه، براثر اصابت تير مستقيم مزدوران عراقي، نداي حق را لبيك گفت و به لقاي معشوق نايل شد. هنگامي كه پيكر مطهرش را از طريق آبهاي هورالعظيم انتقال مي‌دادند، قايق حامل پيكر وي، مورد هدف آرپي‌جي دشمن قرار گرفت و قطره ناب وجودش به دريا پيوست. اين داستان زندگي شهيد باکري 30 ساله بود. جواني که از وي به عنوان فرمانده اي دلاور نام برده مي‌شود. فقط چند خط داستان زندگي يک جوان 30 ساله ديروز بود.

عاقلانه ترين کار

«عاقلانه‌ترين کار اين است اين افراد فراخوانده شوند و از آن‌ها جرائم نقدي اخذ شود در اين صورت کارت قرمز سربازي به آن‌ها داده مي‌شود که در قبال آن از برخي حقوق شهروندي برخوردار مي‌شوند. به موجب مصوبه کميسيون تلفيق افراد مجرد بالاي سي سال سن که سربازي نرفته‌اند 30 ميليون تومان جريمه مي‌شوند و ساليانه 1 ميليون تومان به اين مبلغ اضافه مي‌شود. همچنين کساني که روستايي و تحت پوشش کميته امداد و نهادهاي حمايتي بودند و به خاطر فقر نتوانستند به سربازي بروند از تخفيفات 50 درصدي جريمه برخوردار مي‌شوند. همچنين به ازاي تاهل دو سال و به ازاي هر فرزند شش ماه از سقف تعيين شده کاسته خواهد شد.» اين نيز راهکاري بود که غلامعلي جعفرزاده پيش پاي سي ساله هايي گذاشت که شايد امروز به درد نظام وظيفه که هيچ حتي بعد از اينکه جريمه خود را نيز پرداخت کردند، علي الظاهر به درد کار ديگري نيز نخواهند خورد!

هادي معتمد: شايد عذرخواهي کند

آنقدر شبهه در اين يک جمله وجود داشت که ناچار شديم به سراغ دکتر هادي معتمد، آسيب شناس اجتماعي برويم تا بدانيم که آثار مخرب يک جمله چه مي‌تواند باشد. وي در گفتگو با روزنامه ابتکار گفت: «به نظر مي‌آيد نوع حرف زدن ايشان اشکال داشته است. يا ايشان حواس شان نبوده از چه کلماتي استفاده مي‌کنند. همه به اتفاق معتقد هستند که سن سي سالگي بهترين سن براي تصميم گيري است. چون جوان از شر و شوري درآمده است و در حال حاضر هم که نگاه کنيد، مي‌بينيد که مديريت قسمت هاي مختلف به دست همين جوانان است. به نظر مي‌آيد که اشتباهي صورت گرفته است. شايد هم ايشان خواستند به اين نکته اشاره کنند که افراد سي ساله تازه ازدواج کرده اند و نمي‌توانند به خدمت سربازي بروند. اگر قلبا اين حرف را زده اند، بايد به اين نکته اشاره کنم که شايد آماري از سي ساله ها در دست ندارند. اين سن تازه آغاز فارغ التحصيلي است اگر به دانشگاه ها مراجعه کنيد، مي‌توانيد افرادي را در اين رده سني ببينيد که عضو هيات علمي دانشگاه ها هستند. اگر مروري بر گذشته داشته باشيد، شاهد اين هستيد که جوان هايي که در اين سن بودند، جبهه هاي جنگ را به دست گرفتند و پيروز شدند. سي سالگي، بلوغ زندگي افراد است. از نظر تحرک، روحي و رواني. 40 سالگي بلوع عقلاني افراد به حساب مي‌آيد. 30 ساله ها افراد باهوشي هستند. آوردن اين کلمات براي اين افراد اشتباه است و شايد ايشان هم متوجه اشتباه خود بشوند و عذرخواهي کنند.»

يک کلام، ختم کلام

اندر احوالات سي سالگي نوشتيم و ديالوگي که براي «سي ساله هاي به درد نخور» شايد کمي سنگين باشد. گذري اگر به آمار افسردگي و بزه داشته باشيم، ردپاي اين کلمات به شکل و شمايل ديگري به خوبي خودنمايي مي‌کند. آماري از جمله اعتياد، بيکاري، افزايش سن ازدواج، آمار رو به رشد طلاق شايد ناشي از همين سرخوردگي هاست. سرخوردگي هايي که جوان ايراني را از فرماندهان دلاور ديروز به به دردنخورهاي امروز مي‌رساند. به راستي ايراد کار کجاست که از نظر يک نماينده مجلس شوراي اسلامي، خانه ملت، سي ساله ها به درد نظام وظيفه نمي‌خورند؟


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: سي ساله‌هاي به درد نخور
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم بهمن 1393ساعت 13:8  توسط فروش ماسک مو لوریس www.tehranstar.ir  | 

دختران اینجا با پتو به کلاس می‌روند

دو دبیرستان در شهر کوهدشت استان لرستان بیش از دو هفته است که به دلیل نقص در وسایل گرمایشی به سیستم جدیدی روی آورده اند که از طریق استفاده دانش آموزان از پتو فعالیت می کند.

به گزارش مهر، دو دبیرستان دخترانه کوثر و دکتر حسابی شهرستان کوهدشت نزدیک به ۲۰ روز است با نبود وسایل گرمایشی به سر می برند و دانش آموزان و معلمان این دو دبیرستان مجبورند سرمای طاقت فرسای زمستان را کنار صندلی های سرد کلاس تحمل کنند.

قدیمی بودن و فرسودگی دیگ های بخار سیستم گرمایشی این دو دبیرستان که دارای یک ساختمان بزرگ هستند، علت قطع شدن گرمای کلاس ها عنوان شده است.

این وضعیت به گونه ای است که دانش آموزان مجبورند برای تحمل فضای سرد زمستانی کلاسها از پتوهایی استفاده کنند که از خانه های خود همراه می آورند.

ماژیک هایی که سر کلاس درس یخ می زنند

مسئولان دبیرستان کوثر می گویند: دو دیگ بخار سیستم گرمایشی دبیرستان، بسیار قدیمی هستند و چندبار هم تعمیر شده اند اما به علت پوسیدگی، امکان تعمیر دوباره آنها وجود ندارد.

آنها می گویند: مسئولان اداره کل نوسازی مدارس استان از محل بازدید کرده و گفته اند دیگ های بخار نو را از تهران سفارش داده اند و به زودی مشکل گرمایشی دو دبیرستان رفع خواهد شد.

یکی از دانش آموزان دبیرستان کوثر گفت: وضعیت سرمای کلاس ها به قدری حاد است که حتی نمی شود از ماژیک ها استفاده کرد چون تا چند کلمه با آنها نوشته می شود یخ می زنند.

این دانش آموز افزود: بچه ها مجبورند برای گرم شدن از خانه با خود پتو بیاورند که این هم جوابگو نیست.

برخی از دانش آموزان سرما خورده اند

دانش آموز دیگری در حالی که پتوی مسافرتی را به دور خود پیچانده است، گفت: باور کنید قادر به یادگیری هیچ کدام از درس ها حتی ریاضی که بسیار برایمان مهم است نیستیم چون سرمای شدید اجازه فکر کردن را از ما گرفته است.

دانش آموز دیگری مدعی است تاکنون به دلیل وضعیت سرمای کلاسها برخی از دانش آموزان سرما خورده اند.

زنگ تفریح است و دانش آموزان به جای جنب و جوش طبق معمول مدارس، پتوهای مسافرتی نازکی را دور خود پیچیده و کنار هم جمع شده اند تا هرطور شده امروز را هم در سرمای طاقت فرسای بهمن ماه ساعات درسی را به پایان رسانده و خود را به گرمای مهربان بخاری های خانه برسانند.

درخواست از نوسازی مدارس لرستان

مسئول تدارکات و پشتیبانی آموزش و پرورش کوهدشت نیز گفت: روال اداری تعمیرات مدارس به این گونه است که نامه تعمیرات خود را اول مهرماه به ما تحویل می دهند تا لیست آنها به اداره کل نوسازی مدارس استان تحویل داده شود.

کاظمی با بیان اینکه آموزش و پرورش مجری هیچ گونه طرح عمرانی نیست، افزود: سیستم گرمایشی این دو دبیرستان بعد از زمان گفته شده خراب شده اند اما با توجه به حساسیت موضوع، از مدیرکل نوسازی مدارس استان خواستیم برای بازدید به کوهدشت بیاید که ایشان هم به کوهدشت آمد و قول داد هرچه زودتر موضوع پیگیری شود.

وی افزود: تعمیر سیستم گرمایشی دو دبیرستان کوثر و دکتر حسابی کوهدشت ۱۵ تا ۲۰ میلیون تومان اعتبار لازم دارد که از طریق مناقصه پیمانکار آن مشخص و وسایل مورد نیاز از تهران خریداری شده که به محض رسیدن تجهیزات، کار تعمیر توسط پیمانکار انجام خواهد گرفت.

نوسازی مدارس: در حال استانداردسازی سیستم گرمایشی هستیم

مدیر کل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس استان لرستان نیز با رد مشکل سیستم گرمایشی این دبیرستانها، گفت: در بازدیدی که هفته گذشته از دبیرستان​های کوهدشت داشتیم مشکل جدی در این زمینه وجود نداشت.

حسین اسدی پور افزود: پروژه ای که در حال حاضر توسط نوسازی مدارس لرستان در دست انجام بوده بحث نوسازی و استانداردسازی سیستم گرمایشی مدارس استان است.

وی با بیان اینکه اعتبار مورد نیاز برای استانداردسازی سیستم گرمایشی مدارس استان به مبلغ ۱۰۸ میلیارد ریال تامین شده است، افزود: این اعتبار در میان کل شهرستانهای استان لرستان از جمله کوهدشت توزیع شده و کار استانداردسازی سیستم گرمایشی مدارس در حال انجام است.

اسدی پور با بیان اینکه در دو مدرسه یاد شده نیز کار استانداردسازی سیستم گرمایشی در حال انجام است، افزود: پیش بینی می شود که تا پایان بهمن ماه سالجاری سیستم گرمایشی استاندارد این مدارس تحویل داده شود.

مدیر کل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس استان لرستان با بیان اینکه این مدارس سیستم گرمایشی داشته و در حال حاضر کار استانداردسازی آنها در حال انجام است، افزود: پیمانکار مربوط به استانداردسازی سیستم گرمایشی این دو مدرسه نیز انتخاب شده و کار در این زمینه در حال انجام است.

وعده ای برای پایان بهمن ماه

اسدی پور با بیان اینکه تاسیسات مکانیکی مورد نیاز برای استانداردسازی سیستم گرمایشی مدارس از خارج استان تهیه می شود، افزود: همچنین اعتبارات مورد نیاز برای این کار از محل درصدی از درآمدهای ناشی از فروش گاز خانگی به مشترکین تامین می شود.

وی با بیان اینکه این اعتبار بعد از تامین به حساب وزارت آموزش و پرورش واریز می شود، افزود: با توجه به تخصیص ۵۰ درصدی این اعتبارات نسبت به انتخاب پیمانکار اقدام و کار در این زمینه عملیاتی شده است.

مدیرکل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس استان لرستان با بیان اینکه قبل از تامین اعتبار نمی توانستیم نسبت به انتخاب پیمانکار اقدام کنیم، گفت: همچنین اعتبارات در این زمینه سنگین بوده و در طول یک دوره کوتاه مدت امکان جذب اعتبار و اجرای کل کار نیست.

وی با اشاره به فرسودگی و غیراستاندارد بودن سیستم گرمایشی تعداد زیادی از مدارس استان، افزود: در این زمینه از سال گذشته تزریق اعتبارات به این حوزه آغاز شده و کار به سرعت در حال انجام است.

اسدی پور با بیان اینکه مشکلات مدارس در این زمینه باید از طریق آموزش و پرورش به نوسازی مدارس اطلاع داده شود و نوسازی مدارس به طور مستقیم هیچ مکاتبه ای با مدارس ندارد مدعی شد که در بازدید هفته گذشته از این مدارس مشکلی در زمینه سیستم گرمایشی وجود نداشته است.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: دختران اینجا با پتو به کلاس می‌روند
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم بهمن 1393ساعت 13:8  توسط فروش ماسک مو لوریس www.tehranstar.ir  | 

حذف يارانه پرمصرف ها به جاي پردرآمدها

محمود سحابي در یادداشت روز خراسان نوشت:

پاييز و زمستان سال ۹۲، مباحث مربوط به اجراي فاز دوم هدفمندي يارانه ها به شدت در فضاي کشور مطرح بود. مسئولان دولتي اعتقاد داشتند که منابع هدفمندي يارانه ها کسري زيادي دارد به گونه اي که دولت در پرداخت يارانه نقدي به عموم مردم نيز با مشکلات زيادي مواجه است و توانايي پرداخت يارانه به بخش توليد را هم ندارد. از سوي ديگر، هم مسئولان دولتي و هم نمايندگان مجلس به درستي از پرداخت يارانه يکسان به افراد کم درآمد و پردرآمد انتقاد مي کردند و ادامه اين روش را نوعي بي عدالتي در توزيع يارانه ها مي دانستند. بر همين اساس، مجلس و دولت در جريان تصويب قانون بودجه ۹۳ توافق کردند که فاز دوم هدفمندي يارانه ها در اين سال توسط دولت با افزايش قيمت حامل هاي انرژي و قطع پرداخت يارانه به پردرآمدها اجرايي شود. با اجراي اين توافق، کسري بودجه هدفمندي يارانه ها از محل اصلاح قيمت حامل هاي انرژي و حذف يارانه پردرآمدها از بين مي رفت و منابع - مصارف هدفمندي يارانه ها تراز مي شد تا هم توزيع يارانه نقدي به شيوه عادلانه تري صورت گيرد و هم امکان پرداخت يارانه به بخش هايي مانند توليد و سلامت فراهم گردد.

بر همين اساس، دولت از اواخر سال ۹۲ به سراغ شناسايي و حذف پردرآمدها رفت. استراتژي دولت براي انجام اين اقدام، تشويق پردرآمدها به انصراف اختياري از طريق عدم ثبت نام در سامانه اينترنتي هدفمندي و تهديد اين افراد به بررسي وضعيت اقتصادي آن ها و قطع يارانه نقدي آن ها همراه با اخذ جريمه از سوي دولت بود. با اين وجود، سياست تشويقي و تنبيهي دولت به نتيجه نرسيد و در عمل سياست شناسايي و حذف پردرآمدها در سال جاري بي نتيجه ماند به نحوي که تعداد دريافت کنندگان يارانه نقدي و ميزان پرداختي دولت براي يارانه نقدي در مقايسه با سال ۹۲ کمتر از ۲ درصد کاهش يافت. مهم ترين دليل اين موضوع، پيچيدگي هاي موجود در تعيين درآمد افراد و ضعف زيرساخت هاي اطلاعاتي کشور براي انجام اين کار بود و پردرآمدها هم به علت اطلاع از همين موضوع، از انصراف داوطلبانه خودداري کرده بودند. نااميدي دولت براي امکان شناسايي و حذف يارانه پردرآمدها در کوتاه مدت آن قدر زياد بود که بند مربوط به اين موضوع در لايحه بودجه ۹۴، قرار نگرفت.

از سوي ديگر، دولت در اقدامي محتاطانه و با هدف عدم تحريک تورم، نتوانست سقف درآمدي بودجه از محل تغيير قيمت حامل هاي انرژي در سال جاري را محقق کند به گونه اي که بررسي هاي مرکز پژوهش ها و کميسيون برنامه و بودجه مجلس نشان دهنده کسري ۸ تا ۱۰ هزار ميليارد توماني بودجه هدفمندي از اين محل در سال ۹۳ است. همين موضوع سبب شده است که هم يارانه اختصاصي به توليد همچنان بسيار ناچيز باشد و هم رشد مصرف حامل هاي عمده انرژي مانند بنزين، گازوئيل و گاز بخش خانگي حتي براي کوتاه مدت هم متوقف يا نزولي نشود و همچنان صعودي باشد.

اما اخيراً نمايندگان مجلس از پيشنهاد جديدي براي حل موضوع کسري منابع هدفمندي يارانه ها با محوريت حذف يارانه «پرمصرف ها» خبر داده اند که در کميسيون انرژي مجلس نيز مصوب شده است. اين پيشنهاد بر اين مبنا قرار دارد که «پردرآمدها» عموماً همان «پرمصرف ها» هستند و مصرف انرژي آن ها نيز به مراتب آسان تر از درآمدشان قابل اندازه گيري است. بنابراين اگر در اجراي فاز سوم هدفمندي يارانه ها، سراغ حذف يارانه پرمصرف ها برويم، در عمل يارانه پردرآمدها را هم حذف کرده ايم.

بررسي وضعيت مصرف انرژي در دهک هاي مختلف درآمدي کشور نشان مي دهد که دهک هاي پردرآمد بيش از دهک هاي کم درآمد انرژي مصرف مي کنند. به عبارت ديگر، مشترکين پرمصرف عموماً همان پردرآمدها هستند. اطلاعات مرکز آمار کشور نيز مويد همين موضوع است که سهم دهک هاي پردرآمد در مصرف حامل هاي انرژي به مراتب بيشتر از دهک هاي کم درآمد است. در حالي که سهم منطقي مصرف هر دهک از مصرف هر حامل انرژي ۱۰ درصد است، دهک هاي بالا بيش از سهم خود مصرف مي کنند به نحوي که اين ميزان براي دهک دهم درآمدي کشور 18.5 درصد است ولي دهک هاي پايين کمتر از سهم خود مصرف مي کنند؛ به نحوي که اين ميزان براي دهک اول درآمدي کشور تنها 4.69 درصد است. از آنجايي که قيمت حامل هاي انرژي در کشور يارانه اي است، مصرف بيشتر مشترکين پرمصرف، به معناي استفاده بيشتر پردرآمدها از يارانه است و اين امر بي عدالتي را در جامعه تشديد مي کند.

بنابراين در صورت تصويب نهايي سياست پيشنهادي براي حذف يارانه پرمصرف ها در مجلس و اجرايي شدن آن توسط دولت در سال ۹۴، جلوي مصرف بي رويه و خارج از الگوي پرمصرف ها گرفته مي شود و کسري منابع هدفمندي يارانه ها نيز جبران مي شود. اين سياست مي تواند مشکل اجراي فازهاي بعدي هدفمندي يارانه ها را از دو منظر مديريت مصرف انرژي و تأمين بودجه هدفمندي برطرف کند.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: حذف يارانه پرمصرف ها به جاي پردرآمدها
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم بهمن 1393ساعت 13:7  توسط فروش ماسک مو لوریس www.tehranstar.ir  | 

نامه‌ای که امپراتورهای رسانه‌ای در برابر آن زانو زد

چند روزی است که از انتشار پیام روشنگر و الهام‌بخش رهبر معظم انقلاب به جوانان اروپا و آمریکا  می‌گذرد. خبری که علی‌رغم تلاش‌های زیادی که از سوی محافل سیاسی و رسانه‌ای غرب برای روبرو کردن انتشار آن با بن‌بست، صورت گرفت، به راحتی راه خود را باز کرد و در صدر اخبار رسانه‌های مختلف جهان قرار گرفت و با اینکه چند روز از انتشار آن می‌گذرد، همچنان از سوی رسانه‌ها و تحلیلگران مختلف، کلمه به کلمه آن مورد بررسی و حتی شمارش قرار می‌گیرد.

به گزارش کیهان، کلمه به کلمه پیام معظم انقلاب، از سوی رسانه‌های آمریکایی مثل هفته‌نامه تایم، رسانه‌های صهیونیستی مثل هاآرتص و رسانه‌های دیگر غربی مورد شمارش قرار گرفت. به عنوان مثال هفته‌نامه تایم آمریکا در خصوص پیام رهبر معظم انقلاب نوشت: «آیت‌الله خامنه‌ای در نامه‌ای 900 کلمه‌ای درخواست‌های مشخصی از خوانندگان نامه ارائه کرده است»، یا برای مثال دیگر این قسمت از گزارش روزنامه صهیونیستی هاآرتص را ملاحظه کنید: «آیت‌الله خامنه‌ای در این پیام 900 کلمه‌ای که در توئیتر منتشر شده است از خوانندگان خواسته تا دانش اسلام را از منابع اصیل و اولیه آن دریافت کنند.»

این نوع نگارش به خوبی نشان می‌دهد که پیام رهبر انقلاب تا چه اندازه از سوی رسانه‌های خارجی و دولت‌های متبوعشان مورد توجه قرار گرفته است. در خصوص محورها و موضوعات، پرسش‌ها، درخواست‌ها، هشدارها و راهکارهای ارائه شده در محتوای پیام رهبر معظم انقلاب خطاب به جوانان اروپا و آمریکا مطالب و تحلیل‌های زیادی از سوی کارشناسان و تحلیلگران داخلی و خارجی منتشر شده است که در تمام این مطالب  نیز بر پنج عنصر محتوای مناسب و غنی پیام، انتخاب درست مخاطب، خلاقانه بودن انتقال پیام، زمان‌شناسی درست و به موقع بودن ارسال پیام و در نهایت موثر بودن این پیام، اذعان و تاکید شده است.

در این میان واکنش رسانه‌های فارسی‌زبان و غیرفارسی‌زبان خارجی نیز در برخورد با این پیام، بسیار قابل توجه و تامل بود که در این گزارش، واکنش، رویکرد و تکنیک‌هایی که این رسانه‌ها از انکار تا اذعان به این پیام، دنبال کردند مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌گیرد.

 اولین برخورد؛ بایکوت

بلافاصله پس از انتشار پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران خطاب به جوانان اروپا و آمریکا به چهار زبان انگلیسی، عربی، آلمانی و فرانسوی، این پیام بازتاب زیادی در رسانه‌های داخل، رسانه‌های همسو با کشورمان و شبکه‌های اجتماعی داشت و به شدت مورد توجه و  بازنشر قرار گرفت اما رسانه‌های فارسی‌زبان و غیرفارسی‌زبان غربی و آمریکایی که جوانان کشور‌های متبوعشان مخاطب این پیام بودند در ابتدا تکنیک حذف و سکوت را در دستور کار قرار دادند و تلاش کردند با برجسته کردن موضوعاتی خبری، همچون بحران قیمت نفت، تحریم‌های جدید آمریکا علیه کشورمان و فضاسازی در خصوص مقابله به مثل حزب‌الله در مقابل اقدام تروریستی صهیونیست‌ها در به شهادت رساندن رزمندگان حزب‌الله و سردار ایرانی، فضای رسانه‌ای را به سمتی ببرند که به کل، اذهان مخاطبان و افکار عمومی را از نامه رهبر معظم انقلاب دور کنند. اما پس از 24 ساعت و گسترش چشمگیر پیام رهبر معظم انقلاب در رسانه‌های مختلف جهان، دیگر بایکوت خبری جواب نمی‌داد و این رسانه‌ها مجبور به انعکاس این خبر شدند اما با توسل به یک تکنیک رسانه‌ای به نام «تکنیک گزینشی».

تکنیک انتشار گزینشی

در استفاده از تکنیک «گزینشی» اولا خبر به صورت خلاصه منعکس می‌شود نه به صورت کامل و در بعضی از مواقع حتی خبر در حد یک تیتر و توضیحی کوتاه منعکس می‌شود و همان‌طور که از عنوان این تکنیک بر می‌آید رسانه‌ها تلاش می‌کنند با گزینش بخش‌هایی از متن یک خبر، قسمت‌هایی از آن را منعکس و منتشر کنند که تا حد امکان مخالف با اهداف و رویکردهایی که آنها پیگیری می‌کنند، نباشد و یا حداقل خنثی باشد و بخش‌هایی از آن خبر را که خلاف اهداف و منافع آنها است به کل حذف می‌کنند. در خصوص پیام روشنی‌بخش رهبر معظم انقلاب نیز رسانه‌های فارسی‌زبان و غیرفارسی‌زبان غربی و آمریکایی بعد از اینکه مجبور به انعکاس آن شدند، همین رویکرد را دنبال کردند. این رسانه‌ها حتی در ابتدا فقط این پیام را در حد یک خبر کوتاه در پایگاه‌های اینترنتی خود منعکس کردند و در شبکه‌های رادیویی و تصویری خود اشاره‌ای به آن نداشتند. به عنوان مثال چند نمونه از انعکاس پیام رهبری در شبکه‌های غربی و آمریکایی را ملاحظه کنید:
پایگاه اینترنتی شبکه بلومبرگ آمریکا: آقای (آیت‌الله) خامنه‌ای در پیامی از جوانان غربی خواست درباره اسلام مطالعه کنند و اشتباه قضاوت نکنند.

پایگاه اینترنتی شبکه بی‌بی‌سی: رهبر انقلاب اسلامی در پیامی به جوانان اروپا و آمریکای شمالی، آنان را دعوت به مطالعه قرآن و زندگی پیامبر اسلام کرد تا از اسلام شناخت واقعی به دست آورند.

پایگاه اینترنتی بلومبرگ: آيت‌الله علي خامنه‌اي رهبر انقلاب اسلامي ايران از جوانان در كشورهاي غربي خواست اجازه ندهند حمله به دفتر نشريه فكاهي شارلي ابدو فرانسه و كشته شدن شماري از كاركنانش ديدگاه آنها را درباره اسلام تحت تاثير قرار دهد.

اما این پایان کار برای این رسانه‌ها نبود و بعد از انتشار گسترده پیام رهبر معظم انقلاب در رسانه‌های مکتوب، دیداری، شنیداری، فضای مجازی و شبکه‌های مختلف اجتماعی، این رسانه‌ها نیز مجبور به انعکاس کامل پیام رهبر معظم انقلاب شدند اما باز هم با توسل به تکنیک‌های مختلف دنیای رسانه.

تکنیک حذف و تحریف

تکنیک مشترک و عمده‌ای که مجددا رسانه‌های غربی و آمریکایی در این مرحله استفاده کردند تکنیک «حذف» بود و بسیاری از این رسانه‌ها دو قسمت عمده را از پیام رهبر معظم انقلاب حذف کردند. قسمت اولی که در بسیاری از رسانه‌های غربی و آمریکایی از پیام رهبر معظم انقلاب حذف شد قسمتی بود که در آن رهبر معظم ایران علت خطاب قرار ندادن سیاستمداران و دولتمردان را در پیام خود مطرح کرده بودند و در پیامشان بیان داشتند که چون معتقدند سیاستمداران و دولتمردان غربی و آمریکایی آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند آنها را در پیام خود خطاب قرار  ندادند. اکثر رسانه‌های غربی این قسمت را از پیام حضرت آقا حذف کردند و بر قسمت دیگر این پیام که علت خطاب قرار دادن جوانان در پیام خودشان را مطرح می‌کنند، متمرکز شدند.

قسمت دیگری که رسانه‌های غربی و آمریکایی از پیام رهبر معظم انقلاب حذف کردند قسمتی است که به تاريخ‌نگاري‌هاي جديد اشاره می‌کند که در آن رفتارهاي غير صادقانه و مزوّرانه‌ دولت‌هاي غربي با ديگر ملّت‌ها و فرهنگ‌هاي جهان نكوهش شده است.

البته این رسانه‌ها می‌دانستند که با حذف قسمتی که در آن علت خطاب قرار ندادن سیاستمداران و دولتمردان از سوی رهبر معظم انقلاب در پیامشان، مطرح شده است، این سؤال برای مخاطبانشان به وجود می‌آید که چرا رهبر انقلاب صرفا جوانان غربی را خطاب پیام خود قرار داده و سیاستمداران و دولتمردان غرب را خطاب قرار نداده است. به همین علت این رسانه‌ها به تکنیک «تحریف» متوسل شدند. به عنوان مثال برخی رسانه‌های غربی مثل بلومبرگ، فارین پالیسی و ترند درجهت تحریف پیام، این‌گونه به مخاطبان خود القا کردند که رهبر معظم انقلاب در گذشته به کرات بیان داشته‌اند که دشمنی ایران با دولت آمریکا است نه مردم آمریکا و با برجسته کردن این موضوع سعی کردند که آن را علت خطاب قرار دادن جوانان در این پیام معرفی کنند.

تکنیک اهمیت‌زدایی

اما رویکرد اصلی که رسانه‌های غربی آن را دنبال کردند، توسل به تکنیک  «اهمیت‌زدایی»  بود. این رسانه‌ها تلاش کردند به طرق مختلف و با توسل به تکنیک اهمیت‌زدایی به زعم خود در راستای بی‌اثر کردن پیام الهام‌بخش رهبر معظم انقلاب، حرکت کنند. این رویکرد بر دو محور اهمیت‌زدایی از صاحب پیام و پیام و اثرات آن بر مخاطبان متمرکز بود.

رسانه‌های فارسی‌زبان و غیرفارسی‌زبان خارجی تلاش کردند با برجسته کردن این موضوع که پیام‌دهنده یعنی رهبر معظم انقلاب هیچوقت نسبت به غرب خوشبین نبودند و شخصیتی هستند که همواره غرب و آمریکا را با جملات آتشین ضد غربی خطاب قرار می‌دهند، به مخاطبان خود این‌گونه القاء کنند که این پیام نیز یک پیام عادی مثل پیام‌های گذشته است تا به زعم خود به این صورت از اهمیت آن بکاهند. به عنوان مثال نشريه اينترنتي معروف فارین پالیسي آمریکا در مقاله‌اي به قلم «جاستين درنان» نوشت: «آيت‌الله خامنه‌اي كه به ايراد سخنراني‌هاي آتشين در محكوميت غرب به عنوان «شرور» و «شيطان بزرگ» شهرت دارد، روز چهارشنبه نیز در نامه‌ای كه روي اينترنت و در پايگاه توئيتر منتشر شده است از «جوانان اروپا و آمريكاي شمالي» خواست تلاش كنند دين اسلام را بشناسند».

شبکه بلومبرگ آمریکا نیز دقیقا همین رویکرد را در پایگاه اینترنتی خود، این‌گونه پیگیری کرد:‌آيت‌الله خامنه‌اي اغلب نسبت به غربي‌ها خوش‌بيني نشان نمي‌دهد. وي پارسال در آستانه مذاكرات هسته‌اي بر اين باور بود كه آمريكا پليد است. رهبر ايران هنگام تظاهرات ماه اوت در شهر فرگوسن آمريكا بعد از كشته شدن نوجوان سياه‌پوستي به نام مايكل براون نيز با شعف، پيامي را درباره تبعيض نظام يافته در جامعه آمريكا بر روي پايگاه اينترنتي توئيتر منتشر كرده بود».
نیویورک تایمز نیز، رویکرد اهمیت‌زدایی و عادی وانمود کردن پیام رهبر معظم انقلاب را اینگونه پیگیری کرد: «تاكنون حدود دوازده پيام با عنوان «نامه براي شما» از حساب كاربري رسمي آيت‌الله خامنه‌اي فرستاده شده است و این دست پیامها کاملا  عادی شده است».

رسانه‌های فارسی‌زبان خارجی همچون بی‌بی‌سی، صدای آمریکا، رادیو فردا و رسانه‌هایی از این دست، حتی پا را از این نیز فراتر گذاشته و علاوه بر اهمیت‌زدایی از پیام حضرت آقا، در راستای سیاه‌نمایی شخصیت ایشان نیز تلاشی قابل توجه داشتند. به عنوان مثال این قسمت از اظهارات احمد سلامتیان که مجری شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی وی را تحلیلگر مسائل ایران از پاریس معرفی می‌کند، ملاحظه کنید: «من بعید می‌دانم که گفتار یکجانبه تمامیت‌طلبانه شخصی که خود را برتر از دیگران می‌داند، از یک گوشه دنیا، اثری داشته باشد.»

این در حالی است که فقط توجه به این قسمت از پیام رهبر معظم انقلاب که متواضعانه و صراحتا می‌فرمایند بنده اصراری ندارم که برداشت من از اسلام را بپذیرید، به تنهایی خط بطلانی بر این ادعای به اصطلاح کارشناس شبکه بی‌بی‌سی، می‌کشد.

اما رسانه‌های خارجی در راستای اهمیت‌زدایی از شخصیت صاحب پیام به این موارد بسنده نکردند و در اقدام مشترک بعدی، بر روی القای عدم شناخت رهبر معظم انقلاب از بافت فرهنگی، اجتماعی و مذهبی جوانان غربی متمرکز شدند. به عنوان مثال پايگاه اينترنتي وتران تودي در گزارشي به قلم كوين برت با عنوان «پيام آيت‌الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب به جوانان در غرب» تلاش کرد آزادی مدنظر رهبر معظم انقلاب را با آزادی مد نظر آزاد‌اندیشان مخالف مذهب، مشترک و موازی القاء کند تا به این ترتیب به زعم خود بتواند رویکرد مدنظر را در اذهان مخاطبان خود پیاده کند:

«برخي از خوانندگان پیام آیت‌الله خامنه‌ای رهبر ایران ممكن است از اين موضوع تعجب كنند كه رهبر ايران خواستار آزادي عقيده و انديشه شده است. زیرا در غرب، آزاد‌انديشان مخالف مذهب هستند. پيروان ارتدوكس در غرب در حال حاضر بر اين باورند مذهب و آزادي انديشه همواره با يكديگر در تناقض قرار دارند و این ديدگاه غالب در مدارس و دانشگاه‌ها محسوب مي‌شود»
و یا وقتی مجری شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی از کارشناس مهمان این شبکه می‌پرسد؛ مخاطب اصلی نامه آیت‌الله خامنه‌ای کیست؟ کارشناس مذکور در جواب به گونه‌ای پاسخ می‌دهد که مخاطب اینگونه برداشت کند که رهبر انقلاب برداشت و شناخت درستی از جوانان اروپایی و آمریکایی ندارد:

«واقعیت امر این است که برای دادن پیام به جوانان اروپا و آمریکا باید شناختی دقیق از ترکیب کلی این جوانان داشت. من فکر نمی‌کنم جوانانی که امروز از کشورهای اسلامی به اروپا و آمریکا آمده‌اند، جوانانی باشند که برای رسیدن به دنیای بهتر به اینجا نیامده باشند. اغلب اینها به کشورهای اروپایی آمدند چون در اینجا رواگری و تحمل بیشتر دیده‌اند و در اینجا به مزایای بیشتری دسترسی دارند. با این وضعیت من نمی‌دانم چطور می‌شود که این جوانان به دستورات تبلیغاتی گوش دهند در صورتی که این دستورات و تبلیغات، حداقل آشنایی با ترکیب این جوانان، که بخش آنان ریشه عربی و آفریقایی دارند، می‌خواهد.»

محور دیگری که رسانه‌های خارجی در خصوص پیام رهبر معظم انقلاب خطاب به جوان اروپا و آمریکا دنبال کردند، اهمیت‌زدایی از خود پیام و القای بی‌اثر بودن آن بود. برای نمونه این قسمت از گزارش پایگاه اینترنتی شبکه سی‌ان‌ان را ملاحظه کنید: «تاكنون حدود دوازده پيام با عنوان «نامه‌ای براي شما» از  سوی آيت‌الله خامنه‌اي فرستاده شده است؛ اما هيچ يك از پيام‌ها با استقبال فوق‌العاده و گسترده روبرو نشده است».

مجری و کارشناس شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی نیز در یک سوال و جواب هدفمند، صراحتا این رویکرد را دنبال کردند. این قسمت از گفتگوی آنها را ملاحظه کنید:

«سوال مجری شبکه بی‌بی‌سی فارسی: از دید شما چقدر ممکن است این پیام جدی گرفته شود؟
جواب کارشناس شبکه بی‌بی‌سی فارسی: در این طرف دنیا هیچی»

و یا این قسمت از اظهارات کارشناس شبکه صدای آمریکا را ملاحظه کنید:
«این پیام بیشتر یک حالت کار تبلیغاتی برای داخل دارد و در خارج از کشور آنچنان مخاطبی ندارد.»

اعتراف اجباری

اینها بخش کوچک و گزیده‌ای از رویکردها و تکنیک‌هایی بود که رسانه‌های غربی آمریکایی برای بایکوت کردن پیام رهبر معظم انقلاب و با بن بست روبرو کردن گسترش و انتشار آن، صورت دادند زیرا این رسانه‌ها و صاحبانشان می‌دانند در صورتی که به این پیام خوب پرداخته و درک شود، می‌تواند نقشه‌ای را که از سوی آنها برای جوانان اروپایی و آمریکایی کشیده شده تا آنها را به سوی اسلام‌ستیزی سوق دهد، برملا و بی‌اثر کند. اما نکته قابل توجه و تامل اینجاست که پیام رهبر معظم انقلاب آنقدر غنی و قوی بود که علی‌رغم تمام  برنامه‌ها و تدابیری که رسانه‌های غربی و آمریکایی برای جلوگیری از گسترش آن ترتیب داده بودند، راه خود را باز کرد و گسترشی به واقع خیره‌کننده داشت، در حدی که پس از انتشار فراگیر آن تمام همین رسانه‌های غربی و آمریکایی در چرخشی قابل توجه، نه تنها مجبور شدند به هوشیاری و آگاهی رهبر معظم انقلاب اذعان و اعتراف کنند بلکه مجبور شدند به مناسب بودن پیام، خلاقانه بودن انتقال پیام، به موقع بودن و در نهایت موثر بودن آن نیز اعتراف کنند.

روزنامه پرتیراژ آمریکایی نیویورک تایمز که تلاش داشت با معرفی رهبر معظم انقلاب به عنوان فردی بدبین نسبت به غرب و تکراری و عادی معرفی کردن پیام ایشان، از پیام مذکور اهمیت‌زدایی کند، وقتی با گسترش چشمگیر پیام روبرو شد در چرخشی فاحش، نامه رهبر معظم انقلاب را ارتباطی نادر و قابل توجه در ارتباط مستقيم با جامعه غرب، ارزيابي كرد و نوشت: «رهبر ايران در تلاشي نادر در نامه‌اي كه در توئيتر خطاب به جوانان آمريكا و اروپا منتشر شد، از آنها خواست اسلام را به دور از تعصبات و از منابع اصلي آن فرابگيرند.»

شبکه سی‌ان‌ان در مقابل اظهارنظر کارشناس شبکه بی‌بی‌سی فارسی که صراحتا مدعی شده بود پیام رهبر معظم انقلاب در آنسوی دنیا هیچ مخاطبی نخواهد داشت، طی گزارشی اینگونه نوشت: «نامه رهبر ایران بعد از انتشار در شامگاه چهارشنبه، بلافاصله به سرعت در پایگاه‌های اینترنتی و شبکه‌های اجتماعی مورد توجه و بازنشر قرار گرفت و لایک‌های زیادی را از سوی مخاطبان بخصوص جوانان در جهت تائید محتوای آن، دریافت کرد.»

حتی نشریه اینترنتی فارین پالیسی آمریکا که رویکرد به شدت منفی در قبال پیام مذکور پیگیری کرده بود، در گزارشی که استقبال جوانان اروپایی از پیام رهبر ایران را مورد ارزیابی قرار داده بود، نوشت: «مروری در بخش نظرات مخاطبان پایگاه‌های اینترنتی شبکه‌های مختلف از توجه گسترده خوانندگان این پیام حکایت دارد که اظهار‌نظرهای آنان نیز در واقع محتوای این نامه را مورد  تائید قرار داده است.»

هفته‌نامه معروف ویک آمریکایی نیز در گزارشی تحلیلی پیام رهبر معظم انقلاب را مورد بررسی و تحلیل قرار داده استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای انتقال این پیام را ستوده و در قسمت دیگری در خصوص زمان‌شناسی قابل توجه رهبر معظم انقلاب در انتقال پیام خود نوشته است: «رهبر ایران زمان را به خوبی تشخیص داده است. وی درست تشخیص داده است که ارسال این نامه بعد از حملات پاریس، کاملا ضروری بوده است و این نشان از آگاهی بالای رهبر ایران از تحولات حال حاضر است.»

پایگاه اینترنتی پرمخاطب اینتلیجنس نیز با اشاره و تاکید بر موفق بودن پیام رهبر معظم انقلاب نوشت: «آیت‌الله خامنه‌ای رهبر ایران توانست با این پیام ارتباطی تلویحی میان تلاش برای منزوی کردن مسلمانان در غرب با رخدادهای اخیر برقرار کند و به جوانان بفهماند برای درک واقعیت‌ها در پشت پرده اسلام‌هراسی به صورت مستقیم به مطالعه اسلام روی آورند.»

نشریه نیویورک مگزین آمریکا نیز در خصوص پیام رهبر معظم انقلاب اینطور نوشت: «پیام رهبر انقلاب به جوانان آمریکا و اروپا نشان از هوشیاری و آگاهی رهبر ایران در استفاده از وسایل ارتباط جمعی برای رساندن پیام‌های خود به مخاطبینش، است».

کارشناس شبکه روسیاالیوم نیز در خصوص پیام رهبر معظم انقلاب اینگونه می‌گوید: «پیام رهبر عالیقدر ایران یک اقدام مناسب، به موقع و خلاقانه بوده است و با توجه به تحولات اخیر در پاریس باید گفت ارسال این پیام کاملا ضروری بوده است زیرا وقایع پاریس می‌تواند به شدت اسلام‌هراسی در غرب را تشدید کند و رهبر ایران با تشخیص درست خود تلاش کرد با این پیام تا حد امکان جلوی آن را بگیرد.»

اینها بخش کوچکی از اعترافات رسانه‌های غربی و آمریکایی بود که علاوه بر اذعان و اعتراف به هوشیاری و آگاهی رهبر معظم انقلاب به مناسب بودن، خلاقانه بودن، ارسال به موقع و در نهایت موثر بودن آن، بن‌بست رسانه‌ای غرب را فروریخت و راه خود را به قلب‌های بیدار و حقیقت‌جوی باز کرد. البته این رسانه‌ها تنها رسانه‌هایی نبودند که به این واقعیت‌ها اشاره و تاکید داشتند زیرا پیام رهبر معظم انقلاب خطاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی بازتاب وسیعی در رسانه‌های مختلف منطقه، چین، روسیه، ترکیه، پاکستان، هند و سایر کشورها داشت. اما این پایان کار نیست. 

تمامی کارشناسان به این واقعیت اذعان دارند که این نامه حاوی مطالبی است که اگر به‌خوبی در جهان فعلی منتشر شود ضربه سنگینی بر دولتمردان اروپایی و آمریکایی وارد خواهد کرد. در طول چند دهه گذشته میلیارد‌ها دلار صرف ساختن هزاران فیلم و هزاران ترفند شده است که اسلام اصیل از دید و از دسترس جوانان دور نگه ‌داشته شود بنابراین طبیعی است که از هر تلاشی برای گم ‌شدن این نامه در هیاهو‌های تبلیغاتی دریغ نکنند همان‌طور که بعد از انتشار این نامه هر روز به بهانه‌های مختلف خبری و جوسازی و فضاسازی رسانه‌ای تلاش کردند تا حد امکان این نامه را در حاشیه قرار دهند و از اذهان و افکار مخاطبان دور کنند. با توجه به این واقعیت کاملا مشخص است که پیگیری و بازنشر چنین پیامی در حال حاضر از اهمیت دوچندان برخوردار است و تمام نیروهای انقلابی و ارزشی به خصوص اهالی رسانه در هر کجای دنیا و به هر زبانی وظیفه دارند در جهت انتشار آن همت گمارند و برخلاف جریان رسانه‌ای غرب این نامه را در اختیار جهانیان قرار دهند. این نامه با محتوای غنی خود می‌تواند یک آغاز دوباره و یک شروع مجدد برای شناخت اسلام باشد و ان‌شاءالله با انتشار آن موج جدیدی از اسلام‌شناسی در جهان به ویژه در اروپا و آمریکا آغاز شود.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: نامه‌ای که امپراتورهای رسانه‌ای در برابر آن زانو ز
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم بهمن 1393ساعت 13:6  توسط فروش ماسک مو لوریس www.tehranstar.ir  | 

آمریکا توان نابودی برنامه هسته‌ای ایران را ندارد

نشریه «آتلانتیک» در گزارشی با موضوع اقدام نظامی علیه ایران، نوشته است شعار «همه گزینه‌ها روی میز است» برای استفاده در مذاکرات هسته‌ای، مفید است، اما آمریکا نباید خود این مسئله را باور کند که می‌تواند برنامه هسته‌ای ایران را نابود کند.

به گزارش فارس، «جیمز فالوز» تحلیلگر نشریه «آتلانتیک» که یک دهه قبل در گزارشی تحت عنوان «آیا ایران هدف بعدی است؟»، امکان اقدام نظامی موفق علیه برنامه هسته‌ای ایران را با استناد به شبیه‌سازی‌های صورت‌گرفته رد کرده بود، روز سه‌شنبه در گزارش تازه‌ای، تصریح کرد ایران امروز بیش از گذشته در برابر اقدام نظامی، مقاوم است.

فالوز در ابتدای این یادداشت به مرور بخش‌هایی از گزارش یک دهه قبل خود پرداخته و نوشته است: «بیش از یک دهه از آن زمان گذشته است. از آن وقت تا الان، تنها اهرم ایران که تضعیف شده، این است که دیگر ده‌ها هزار نیروی نظامی ایالات متحده در نزدیکی ایران در عراق مستقر نیستند تا هدفی بالقوه برای ایران باشند. به غیر از این یک مورد، از دیگر جهات، ایران به اندازه 10 سال در محافظت از تأسیسات خود و بررسی گزینه‌های خود، پیش است.»

به نوشته آتلانتیک، «سم گاردینر» سرهنگ بازنشسته نیروی هوایی آمریکا در سال 2004 پس از شبیه‌سازی‌ای که توسط او از حمله به ایران صورت گرفت، گفته بود: «بعد از تمام این اقدامات، من فقط دو جمله دارم که می‌خواهم به سیاستگذاران بگویم. شما برای حل مسائل ایران، هیچ راهکار نظامی‌ای ندارید. مجبورید دیپلماسی را به نتیجه برسانید.»

فالوز در ادامه با ابراز مخالفت نسبت به بخشی از یادداشت دیروز «جفری گلدبرگ» که گفته بود واشنگتن توان متوقف کردن برنامه هسته‌ای ایران از طریق نظامی را دارد، نوشته است: «نه اسرائیل ظرفیت «متوقف کردن» ایران در رسیدن به سلاح هسته‌ای را دارد، نه ایالات متحده، دست کم در شرایطی که نخواهد وارد یک جنگ تمام عیار شود، چنین توانی دارد.»

وی می‌افزاید: «اهمیت این مسئله در چیست؟ به نظر من، در مذاکرات، خوب است که مقامات آمریکایی، از رئیس‌جمهور گرفته تا مقامات پائین‌تر، طوری رفتار کنند که گویی ممکن است حمله نظامی را به صورتی جدی بررسی کنند. هر زمان بحث ایران مطرح بوده است، هم «جورج دابلیو بوش» و هم باراک اوباما، دائما عنوان کرده‌اند که "همه گزینه‌ها روی میز است"، که این کار درستی است. اینکه باعث شوید، حریف در مورد تبعات برانگیختن شما، به فکر بیافتد، رویکردی زیرکانه است.»

در پایان این یادداشت آمده است: «این موضع تا زمانی در مذاکرات مفید است که از گول زدن ایرانی‌ها، به گول زدن خودمان تبدیل نشود. اینکه کاری کنیم سران ایران تصور کنند ایالات متحده، به حمله نظامی فکر می‌کند، ممکن است نتیجه‌بخش باشد. اما اگر واقعا به آن فکر شود، می‌تواند فاجعه به بار آورد.»


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: آمریکا توان نابودی برنامه هسته‌ای ایران را ندارد
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم بهمن 1393ساعت 13:5  توسط فروش ماسک مو لوریس www.tehranstar.ir  | 

تغذيه تهران از ۷ منبع مالي

شهرداري تهران براي تامين هزينه‌هاي سال آينده پايتخت، 7منبع مالي به ارزش‌كل 17 هزار و 460 ميليارد تومان تدارك ديده، طوري كه «درآمد حاصل از انواع عوارض ساخت‌وساز» در رديف بزرگ‌ترين منبع و «وام يا تسهيلات بانكي» به‌عنوان كوچك‌ترين منبع درآمدي شهر در نظر گرفته شده است.

به گزارش «دنياي‌اقتصاد»، بعد از گذشت يك هفته از ارائه لايحه بودجه‌ سال 94 شهرداري به صحن شورا توسط محمدباقر قاليباف، ارقام قيد شده در متن لايحه حكايت از آن دارد كه مديران شهرداري تهران با حذف يكي از پايه‌هاي درآمدي براي سال آينده، تعداد منابع 8گانه در بودجه سال 93 را به 7فقره در بودجه سال 94 كاهش داده‌اند.

شهرداري براي پوشش هزينه‌هاي سال آينده تهران، محل تامين 1/ 51 درصد منابع مالي خود را درآمد ناشي از «شهرسازي» تعريف كرده كه معادل 8935 ميليارد تومان است و از طريق دريافت عوارض ساخت‌وساز حاصل خواهد شد.

اين منبع مالي كه 3/ 12درصد نسبت به امسال رشد دارد، كماكان و همچون سال‌هاي گذشته رتبه بزرگ‌ترين منبع درآمدي شهرداري را به خود اختصاص داده است با اين حال سهم آن كه به درآمد ناپايدار معروف است، از 63درصد كل بودجه 93 به 52درصد در لايحه بودجه 94 كاهش پيدا كرده است.

نقطه قوت بودجه سال آينده شهر تهران، تقويت درآمد حاصل از «ماليات بر ارزش‌افزوده» است كه به‌عنوان يكي از انواع درآمدهاي پايدار محسوب مي‌شود.

رقم «ماليات بر ارزش‌افزوده» از كل منابع درآمدي شهرداري تهران، هم به لحاظ نرخ رشد و هم به لحاظ سهم در بودجه، افزايش پيدا كرده است به طوري كه سهم اين منبع مالي با 30درصد افزايش، از حدود  16درصد در بودجه 93 به نزديك 20درصد در لايحه بودجه 94 رسيده است.
اين نوع «ماليات» در سال آينده، به دومين منبع مالي براي اداره شهر تهران تبديل خواهد شد.
مقامات شهرداري تهران، درآمد ناشي از مصوبات كميسيون ماده 100 را براي سال آينده، «صفر» منظور كرده و اين نوع درآمد را از بودجه 94 عملا حذف كرده‌اند. اين اقدام مي‌تواند به معناي توقف روند فروش تخلف يا همان پایان اخذ جريمه ريالي از تخلفات ساختماني باشد.

به گزارش «دنياي‌اقتصاد»، كمترين سهم منابع درآمدي در بودجه 94 شهرداري به «وام‌بانكي» اختصاص دارد كه معادل 616 ميليارد تومان است و فقط 3درصد كل بودجه را تشكيل مي‌دهد. چهار مقام ارشد شهرداري و شوراي‌شهر تهران در گفت‌وگو با «دنياي‌اقتصاد»، از 2 ويژگي بودجه سال آينده پايتخت خبر داده‌اند و همزمان به تشريح علت رشد ناچيز 8/9درصدي بودجه پرداخته‌اند.

 تحليل اوليه بودجه

 به گزارش «دنیای اقتصاد»، پیش از ارائه بودجه زمزمه‌هایی میان برخی از اعضای شورای شهر قوت گرفته بود که شهرداری نیز همچون دولت باید به دلیل ادامه شرایط سخت اقتصادی در سال آینده لایحه بودجه را با تدابیر انقباضی تنظیم کند، از این‌رو وقتی محمدباقر قالیباف شهردار تهران بازهم بدون پیش‌بینی قبلی در صحن علنی شورا حاضر شد و از تقدیم لایحه 17 هزار و 460 میلیاردی خبر داد، گفت: شرایط خاص اقتصادی کشور و حاکمیت رکود سنگین ساخت‌وساز در پایتخت دو عاملی است که باعث شده بودجه سال آینده شهر تهران با طعم احتیاط نوشته شود. شهردار تهران حتی عنوان کرد: می‌تواند بدون درآمدهای حاصل از ساخت‌وساز شهر را اداره کند و اگر از فردا به دستور مقامات هرگونه ساخت‌وساز در شهر تعطیل شود سهم درآمدهای شهرداری به حدود 7 هزار میلیارد تومان خواهد رسید که نسبت به رقم 5 هزار میلیارد تومانی هزینه‌های شهری، نزدیک به دو هزار میلیارد تومان از منابع اضافه می‌ماند. او از یک طرف سهم درآمدهای فارغ از ساخت وساز را حدود 7 هزار میلیارد تومان (معادل 40 درصد از بودجه) اعلام کرد و از طرف دیگر وعده داد سهم درآمدهای پایدار شهری سال 94 معادل 48درصد خواهد شد. به تعبیر بسیاری از کارشناسان با اعلام این آمار تلویحا رقم درآمدهای ناپایدار شهری را حدود 10 هزار میلیارد تومان در بودجه سال آینده برآورد می‌کنند.

این تشریح ابتدایی از اعداد و ارقام بودجه سال آینده در حضور اعضای پارلمان محلی پایتخت با واکنش‌های تعداد زیادی از اعضا همراه شده که معتقدند شهرداری بدون اتکا به درآمدهای حاصل از ساخت‌وساز نمی‌تواند بودجه سال آینده را محقق کند.

 پیش‌بینی واقع گرایانه!

محمود صلاحی، معاون برنامه‌ریزی توسعه شهری و امور شورای شهرداری تهران در گفت‌وگو با «دنیای اقتصاد» در خصوص لایحه پیشنهادی بودجه 94، گفت: لایحه پیشنهادی بودجه 94 شهرداری تهران هفته گذشته توسط آقای قالیباف هم توضیح داده شد و هم تقدیم ریاست شورا شد. البته هفته گذشته به شکل رسمی بود اما 28 دی ماه یعنی دو روز زودتر از مهلت قانونی تحویل شورا شد.

او در مورد افزایش کمتر از 10 درصدی بودجه سال آینده شهرداری اظهار کرد: این افزایش به رشد بودجه عمرانی مربوط نمی‌شود بلکه مربوط به بودجه جاری به دلیل افزایش 14 درصدی حقوق پرسنل است که این مورد هم جزو موارد ناگزیر است.

او در خصوص اظهار نظر برخی از اعضا مبنی بر عدم تحقق بودجه سال آینده تصریح کرد: در ارتباط با تحقق بودجه سال گذشته هم برخی عنوان می‌کردند بودجه 93 محقق نمی‌شود اما در حال حاضر در 9 ماه نخست سال جاری برابر پیش‌بینی بودجه محقق شده است.

صلاحی در پاسخ به این سوال که آیا این صحبت شما به این معنا است که قبول ندارید رکود بخش مسکن در تامین درآمدهای شهرداری تهران تاثیرگذار بوده است، گفت: بی‌تردید تاثیر داشته است اما چون پیش‌بینی واقع‌گرایانه‌ای از تحقق درآمدها داشتیم همین امسال هم بودجه معین شده محقق شده است.

او تاکید کرد: ضمنا باید توجه داشته باشیم که در تقسیم‌بندی بودجه شهرداری تهران سهم 70 درصدی برای پروژه‌های عمرانی و سهم  30درصدی برای بودجه جاری و نگهداشت شهر در نظر گرفته است درست عکس بودجه دولت چند درصد آن محقق شود. در صورتی که 100درصد بودجه عمرانی امسال شهرداری تهران به طور قطع محقق خواهد شد.

معاون شهردار تهران با بیان اینکه تمام تکالیفی که شورا براساس برنامه پنج ساله دوم بر عهده شهرداری گذاشته در لایحه پیشنهادی بودجه سال آینده آورده شده است، گفت: به‌عنوان مثال رقمی از بودجه پیش‌بینی شده برای مترو کم نشده است. از این رو اعتقاد دارم این بودجه حتما در سال آینده محقق می‌شود.

او به دو ویژگی بودجه سال 94 اشاره کرد و افزود: اول اینکه برخلاف بودجه سال گذشته که 50 درصد آن نقد و 50 درصد غیرنقد بود، امسال 63 درصد بودجه به درآمدهای نقد و 37 درصد آن به درآمدهای غیرنقد اختصاص دارد. بنابراین مشکلاتی که سازمان‌های ستادی و فرهنگی زیرمجموعه شهرداری تهران برای بودجه غیرنقد داشتند، امسال برطرف شده است. علاوه بر این بودجه امسال واقع‌نگر بسته شده است ضمن اینکه مطابق تکلیف محول شده از شورا، سهم درآمدهای پایدار در بودجه 10 درصد اضافه شده است.

 دلیل رشد 64 درصدی در بودجه املاک معارض

مهدی پندار، مدیرکل برنامه و بودجه شهرداری تهران نیز در گفت‌وگو با «دنیای اقتصاد» با اشاره به برخی جزئیات لایحه پیشنهادی بودجه 94 اظهار کرد: 70 درصد بودجه سال آینده شهرداری تهران توسعه‌ای و باقی مانده هزینه‌ای است. البته بخشی از بودجه به تملک دارایی مالی و سرمایه‌ای اختصاص دارد که تملک دارایی مالی همان بازپرداخت اقساط مربوط به طرح‌های عمرانی است.
او با بیان اینکه بودجه تملک املاک حدود 64 درصد افزایش پیدا کرده است، افزود: این بخش مربوط به دیون املاک است که در بودجه سال 93 معادل 366 میلیارد تومان بوده و در بودجه پیشنهادی امسال به حدود 600 میلیارد تومان رسیده است.

پندار در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه افزایش 64 درصدی بودجه تملک املا ک چه مفهومی دارد و آیا به معنی آن است که شهرداری بنا دارد تملک املاک بیشتری برای اجرای گسترده پروژه‌های عمرانی جدید داشته باشد یا اینکه پیش‌بینی سهم افزایش قیمت مسکن بالا بوده است؟ گفت: همه اینها می‌تواند باشد اما مهم‌تر آنکه املاک زیادی در پروژه‌های شهرداری تهران  به‌عنوان معارض وجود دارد که باید قابلیت پرداخت بهای تملک آنها وجود داشته باشد و هم احکام قضایی که در طرح‌ها مانده‌اند باید پرداخت شود.

او با اشاره به اظهارات شهردار تهران مبنی بر امکان اداره تهران با توقف ساخت‌وساز توضیح داد: درآمدهای شهر تهران فارغ از درآمدهای ساخت‌وساز حدود 7 هزار میلیارد تومان است که مابه‌التفاوت آن با هزینه‌های شهر تهران حدود 2 هزار و 200 میلیارد تومان است. به این معنی که تراز عملیاتی بودجه شهرداری تهران حدود 2 هزار و 200 میلیارد است که مابه‌التفاوت درآمدها و هزینه‌ها است. یعنی بدون آنکه درآمدهای ناشی از ساخت‌وساز را داشته باشد می‌تواند خود را اداره کند و 2 هزار و 200 میلیارد تومان هم می‌تواند سرمایه‌گذاری  کند. مدیر کل بودجه شهرداری تهران در پاسخ به این ابهام که این صحبت با آمار آقای قالیباف که می‌گویند سهم درآمدهای پایدار به 48 درصد رسیده در تناقض است، تاکید کرد: این‌طور نیست چراکه با وضعیت کنونی 50درصد درآمدها نقد و 50 درصد غیرنقد است سال آینده با حفظ همین نسبت اگر محاسبه کنید درآمدهای پایدار از 37 درصد به 48 درصد منابع نقد افزایش می‌یابد.

علیرضا دبیر رئیس کمیسیون برنامه و بودجه شورای شهر تهران نیز علت افزایش 64 درصدی بودجه تملک املاک را پایین درنظر گرفتن رقم آن در بودجه سال جاری عنوان کرد و ادامه داد: چون در سال جاری بحث بازپرداخت اقساط تسهیلات مترو و اتوبان‌ها مطرح بود شهرداری مجبور شد ابتدا این محور را اولویت کاری خود قرار دهد از این رو اعتبار پیمانکاران و خرید املاک معارض کم شد بنابراین در بودجه سال آینده هر دو محور بازپرداخت مترو و اتوبان‌ها و تصرف املاک و بازپرداخت بدهی پیمانکاران دیده شده و به‌خاطر همین، اعتبار این ردیف افزایش پیدا کرد.

 افزایش غیرقابل دسترس

محمدحقانی رئیس کمیته محیط زیست شورا نیز دراین باره به «دنیای اقتصاد» گفت: برای آنکه بتوانیم تصمیم‌گیری کارشناسی برای تصویب لایحه پیشنهادی بودجه سال 94 داشته باشیم نیاز است که ابتدا در کمیسیون‌ها و کارگروه‌های تخصصی بررسی کارشناسی شود.

او ادامه داد: اما آنچه اجمالا می‌توان در مورد این بودجه بگویم این است که 10 درصد بودجه پیشنهادی در سال آینده قابل دسترسی نیست و اگر هم قابل دسترسی باشد در سال آینده از توان، قدرت و پتانسیل درآمدی شهرداری خارج است مگر آنکه دوباره به دنبال تغییر کاربری‌ها و فروش تراکم بروند.  حقانی تاکید کرد: مطلب مهم این است که وقتی 70 درصد از بودجه را خرج زیرساخت‌ها می‌کنیم به معنی آن است که 70 درصد بودجه صرف ساخت‌وساز و نهایتا خراب کردن زیرساخت‌های اولیه می‌شود ضمن آنکه مقامات شهرداری می‌گویند همین الان 7 هزار میلیارد تومان درآمد پایدار داریم که چنین چیزی وجود ندارد. به طور مستقیم و غیرمستقیم تا 70 درصد از درآمدهای شهری وابسته به ساخت‌وساز است یعنی این‌طور که گفته‌اند نیست. او افزود: علاوه بر آن ساخت‌وساز در تهران نمی‌‌تواند متوقف شود چون به صورت طبیعی ساخت‌و‌ساز برای شهری چون تهران ضروری است.

 مغایرت بودجه با آسمان آبی!

رئیس کمیسیون سلامت و محیط‌زیست و خدمات شهری شورای شهر تهران، روز گذشته در صحن علنی شورای شهر تهران با اشاره به محتوای لایحه پیشنهادی بودجه 94، گفت: بیشتر موارد در بخش توسعه حمل‌و‌نقل عمومی نسبت به سال 93 کاهشی است، چگونه شهرداری می‌خواهد شعار زمین پاک و آسمان آبی را محقق سازد؟

رحمت‌الله حافظی، رئیس کمیسیون سلامت شورا تذکراتی نسبت به لایحه بودجه سال 94 ارائه کرد و گفت: به گفته آقای شهردار شعار «زمین پاک و آسمان آبی» سرلوحه شهرداری در پیشنهاد لایحه سال 94 است و مهم‌ترین وجه تمایز و اولویت‌های این لایحه نیز توجه ویژه به حمل‌و‌نقل شهری است.

او با اشاره به اینکه فصل اول بودجه شهرداری متعلق به درآمدهای مبتنی به عوارض با مبلغ 7هزار و 428 میلیارد تومان است که تقریبا پایدار است، افزود: فصل دوم لایحه بودجه، واگذاری دارایی‌های سرمایه‌ای یعنی فروش اموال و دارایی شهر به مبلغ 8 هزار و 345 میلیارد تومان و فصل سوم نیز منابع حاصل از واگذاری دارایی‌های مالی یعنی وام و مطالبات یک هزار و 685 میلیارد تومان است که جمع آنها  10 هزار میلیارد تومان است. در مجموع از 17 هزار میلیارد تومان بودجه شهرداری تهران در سال آینده، 10هزار میلیارد تومان شبه پایدار است.

او با اشاره به اینکه با در نظر گرفتن پیشنهادها، تبصره‌ها و شرکت‌ها، بودجه مجموعه شهرداری بیش از 41 هزار میلیارد تومان است، تصریح کرد: برای تعویض کاتالیست تاکسی‌ها در بودجه سال آینده 6 میلیارد تومان بودجه تعریف شده در حالی که امسال این بودجه 8 میلیارد تومان است، با این وجود نمی‌دانم چگونه می‌خواهند آسمان آبی را به مردم هدیه بدهند.

او ادامه داد: بودجه احداث و توسعه حمل‌و‌نقل ریلی درون شهری امسال 2 هزار و 29 میلیارد تومان بود که برای سال 94 این بودجه، هزار و 925 میلیارد تومان در نظر گرفته شده است، همچنین در بخش خرید انواع اتوبوس‌های شهری بودجه از 300 میلیارد تومان به 145 میلیارد تومان کاهش یافته است، در این موارد و موارد دیگر بودجه کاهنده است چگونه شهرداری تهران می‌خواهد شعار خود را محقق کند. حافظی با اشاره به اینکه شهرداری مدعی است بودجه سال آینده بیش از 70 درصد برای توسعه زیرساخت و تملک و دارایی‌ها است و کمتر از 30 درصد آن به هزینه‌های جاری و نگهداشت اختصاص یافته است، گفت: در لایحه بودجه بسیاری از موارد از بخش نگهداشت به تملک منتقل شده است.

او تصریح کرد: پیش از این در لوایح سنواتی، تمامی موارد به ریز و به تفکیک شامل بودجه مصوب سال قبل، عملکرد 10 ماهه سال جاری و پیشنهاد برای سال آتی دقیقا ذکر می‌شد تا قابل مقایسه، تحلیل و تصمیم‌گیری باشد؛ اما امسال لایحه بودجه این‌گونه نیست و تنها پیشنهادهای سال آتی درج شده و قابلیت مقایسه، عملکرد و مصوبات سال قبل را نداشته است و اعضای شورا باید در کمتر از یک ماه بودجه 4 هزار صفحه‌ای را مطالعه و بررسی کنند. اگر اطلاعات شفاف در اختیار ما قرار نگیرد،  اطلاعات لایحه را روی سایت می‌گذارم تا مردم و کارشناسان آن را تحلیل کنند و اظهارنظر خود را به شورا ارائه کنند.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: تغذيه تهران از ۷ منبع مالي
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم بهمن 1393ساعت 13:5  توسط فروش ماسک مو لوریس www.tehranstar.ir  | 

حد و حدود حجاب چیست؟

یک کارشناس مسائل مذهبی گفت: آرایش در مقابل نامحرم نوعی «تبرج» محسوب شده و از نظر شرع جایز نیست.

حجت‌الاسلام سیدرضا موسوی در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان این‌که «آرایش برای محارم درهر حدی قابل قبول است» اظهار کرد: اشکال آرایش در ظاهر شدن آن مقابل نامحرمان است که از آن به عنوان «تبرج» نام برده می‌شود.

وی تصریح کرد: «تبرج» یعنی اینکه مرد و یا زن خود را به شکلی بیاراید که دیگران را تحت تاثیر قرار دهد و در آنها حالت هیجانی ایجاد کند.

این کارشناس مسائل مذهبی اظهار کرد: آرایش زنان به گونه‌ای که چیزی به صورت خود بیفزایند مانند استفاده از لوازم آرایش نوعی تبرج است و موجب جلب توجه می‌شود و این کار از نظر شرع مجاز نیست.

وی تصریح کرد: اما مواردی مانند اصلاح ابرو و صورت و نیز انجام تتو که جایگزین ابرو بوده را نمی‌توان تبرج و آرایش به حساب آورد و در حقیقت این موارد نوعی پیرایش است نه آرایش، که مانعی ندارد.

موسوی تصریح کرد: در هر حال هر نوع ظاهرشدن مقابل نامحرم به گونه‌ای که احساسات او را برانگیخته و جلب توجه کند، از نظر شرع جایز نیست.

این کارشناس مسائل مذهبی تصریح کرد: حتی در مورد حجاب نیز حد و حدود و عرف تعیین شده است و نباید نوع حجاب به گونه‌ای باشد که محرک هیجانات، عواطف و احساسات نامحرم باشد. وی تصریح کرد: حجاب نباید به گونه‌ای باشد که قیافه فرد را متفاوت کرده و جاذبه ایجاد کند.

موسوی با بیان این‌که «در بحث حجاب موها باید به طور کامل پوشانده شود» خاطرنشان کرد: در همین راستا نحوه و نوع حجاب متناسب با عرف و شرایط جامعه تغییر می‌کند و باید به خاطر داشت که این امر تنها مختص زنان نبوده و مردان را نیز شامل می‌شود.

وی تصریح کرد: چنانچه مردان نیز لباس‌های عجیب پوشیده، به گونه‌ای که جلب توجه کرده و آرامش جامعه را برهم زند و افراد با دید تحقیر به فرد بنگرند، این نوع لباس پوشیدن برای مردان حرام است. 

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: حد و حدود حجاب چیست
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم بهمن 1393ساعت 13:4  توسط فروش ماسک مو لوریس www.tehranstar.ir  | 

انتقام از دولت در زمین سینما

همیشه گفته می شود، کار فرهنگی بی توجه به بایسته های سیاسی کشور عملاً ناممکن است. شاید اتکا به همین دانش در عرصه سیاست و مطالبات جناح ها به انضمام یکدلی با هنرمندان در زمان مدیریت مؤسسه فرهنگی «اکو» و حضور 65 ماهه در ساختمان شماره -6- ژان بارت پاریس در کسوت رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی شاخصه ها و تجربه هایی بود که سبب شد در مرداد 92 مدیریت سینمای ایران را به دانش آموخته دانشگاه امام صادق( ع)، شاگرد آیت الله مهدوی کنی و بالاخره فارغ التحصیل دکترای علوم سیاسی دانشگاه لیون سپرده شود

به گزارش ایران، از همان روز تاکنون حجت الله ایوبی 17 ماه تلاش کرد ا اتحاد از دست رفته سینمای ایران را احیا کند، سینماگران را با مطالبات متنوع کنار هم بنشاند و فضا را آرام کند و البته مانع شنیده شدن صدای گروه های دیگر هم نشود و شاید سختی های دوره ریاست حجت الله ایوبی از همین نقطه شروع شد؛ یعنی زمانی که این بازی همدلانه تماشایی، مغلوبان یارگیری فصل نقل و انتقالات را وسوسه کرد تا توپ فرهنگ را بگیرند.

با این حال مرد آرام سازمان سینمایی همچنان به بازی دوستانه و بی حاشیه امید دارد و تنها راه چاره را تمکین به حکم داوری می داند.

وی از امید به روزهای آینده می گوید؛ «ای بسا کارا که اول صعب گشت/ بعد از آن بگشاده شد سختی گذشت/ بعد نومیدی بسی امیدهاست...» به یاد زمانی که در روز ملی سینما اشعار مولانا را زمزمه کرد و با اشاره به شهره شدن رئیس سازمان سینمایی به روحیه شاعرانه در میان اهالی سینما از «دیباچه نوین شاهنامه» به عنوان یکی از حسرت‎های سینمای ایران یاد می کنیم، مدیرعامل بنیاد شمس و مولانا می گوید به شاهنامه علاقه دارد اما آنقدر گرفتار شمس و مولانا شده که از فردوسی غافل مانده است. او حالا به بازی بیرون از خانه می اندیشد؛ در سطح کلان سینمای کشور را سفیر فرهنگی جمهوری اسلامی ایران می داند و قصد دارد بعد بین المللی آن را تقویت کند؛ اگر قواعد جدا کردن زمین بازی رعایت شود و البته اگر حاضران در زمین فرهنگ و سینما، زمین و توپ را در اختیار سینماگران بگذارند.

از روزهای نخست جایگیری تان روی صندلی معاونت، از همدلی و حمایت سینماگران معتبر و چهره های پر نفوذ این هنر به عنوان بزرگترین پشتوانه مدیریتی شما نام برده می شود. این محبت و پیوند سینماگران چقدر باعث دلگرمی و پیشبرد اهداف شما به شکل جدی بوده است؟

شخصاً بخشی از این فضای همدلی را مرهون و مدیون جامعه خبرنگاری هستم و احترام ویژه ای برای آنها قائلم که در این مدت همراه و همدل بودند و مانع ورود سینما به حاشیه ها شدند. علاقه بنده به اهالی فرهنگ و هنر، علاقه ای صادقانه و قلبی است و تصور می کنم این رابطه و حس همدلی دو طرفه است. بنده برای اهل فرهنگ و هنر ارزش قائلم و معتقدم سینماگران سربازان کم ادعای فرهنگ ایران و اسلام و انقلاب بوده و هستند و خدمات شان برای کشور فراوان است. در عین امیدواری، برای پایداری فضای مثبتی که در جامعه بزرگ فرهنگی و بویژه سینما شکل گرفته نگرانم؛ البته نه فقط برای حفظ این سرمایه و پشتوانه مدیریتی بلکه برای تثبیت ثمرات این جو امیدوارانه دلواپسم چرا که فضای پرنشاط کمک می کند تا اهالی فرهنگ کار خلاقانه تولید کنند.

به نظر می رسد دنبال تقویت روابط متقابل با سینماگران هستید. دیدار نوروزی با سینماگران، بازدید از پشت صحنه فیلم های در حال تولید، ملاقات با سینماگران بیمار و سالخورده و... از مایه های قوام این ارتباط دو طرفه است. نگران نیستید به رفتارهای تبلیغاتی متهم شوید؟

رفت وآمدهای ما با اهالی سینما که اغلبشان هم از دوستان قدیمی من هستند یک سنت قدیمی است و صرف ملزومات مسئولیتی نیست. برای من سخت است که با دوربین به سراغ آنها بروم چرا که این بازدیدها تصنعی و به اجبار مقام و سمت نیست. اهالی سینما و پیشکسوتان هنر بخوبی آگاهند که من پیش از ریاست سازمان سینمایی همچنین برنامه هایی داشتم. پس تمام این ها اعتقادی و قلبی است اما دوستان معتقدند که باید اطلاع رسانی بشود وگرنه رفتن به خدمت بزرگان و اهالی سینما را وظیفه خود می دانم.

به زعم بسیاری از صاحبنظران عرصه سینما، طی یک سال و نیم گذشته سعی کردید جناح های مختلف را در کنار هم بنشانید. اما مشکل انشعاب تهیه کنندگان که به جنگ تمام معنا در دوره قبل تبدیل شده بود همچنان پابرجاست. سازمان سینمایی برای وحدت تهیه کنندگان که به هیچ شکل حاضر به توافق نیستند، چه برنامه ای دارد؟

هفده ماه قبل خیلی ها احساس می کردند این شکاف ها پرشدنی نیست ولی در همین ایام با سیاست های مدبرانه دوستان، حسن نیت سازمان سینمایی برای همه تهیه کنندگان از بخش ها و جناح های مختلف ثابت شده است. جلسات متعددی در کارگروه ها و کمیته های مختلف داشتیم و تهیه کنندگانی که فکر می کردند هرگز نمی توانند با هم دور یک میز بنشینند به خاطر سینما کنار هم نشستند. احساس من این است که آرام آرام سینما دارد برای همه مهم تر می شود. البته که از درگیری های گذشته حزبی، پیشینه ای وجود دارد که بسیار هم پر تنش است اما امیدوارم بتدریج با فراموشی این ایام جامعه سینمایی به همدیگر نزدیکتر شوند. الان تهیه کنندگان همدلی بهتری پیدا کرده اند و باید برای ایجاد وحدت رویه و تعادل پایدارتر فرصت بدهیم.

یکی از عواملی که شکاف و دودستگی در سینما را دامن زد تعطیلی مهم ترین تشکل صنفی- هنری در ایران یعنی خانه سینما بود. هرچند بازگشایی خانه سینما در شهریورماه سال 92 با استقبال سینماگران و اهالی رسانه مواجه شد اما تنها دغدغه درباره این مجموعه، تعطیلی یا بازگشایی آن نیست مهم ترین دغدغه آن است که این نهاد مهم چگونه عمل می کند. برای تقویت قدرت خانه سینما چه کاری می توان انجام داد؟

بازگشایی خانه سینما حداقل کاری بود که دولت تدبیر و امید باید انجام می داد. بسته شدن خانه سینما اتفاق ناخوشایند، ناگوار و پرهزینه هم برای اهالی فرهنگ و هنر و هم برای نظام جمهوری اسلامی ایران بود. به هرحال پس از این زلزله ها زمان می خواهد تا مشکلات بجا مانده سروسامان بگیرد. در یک سال و نیم گذشته کارنامه خانه سینما کارنامه قابل قبولی بوده است و اعضای هیأت مدیره آن تلاش کرده اند مشکلات صنفی اهالی سینما را به حداقل برسانند. در برنامه های مختلف هم همراه ما بودند و برای مسائل مختلف از آنها نظرخواهی می شود. در حال حاضر چند طرح بزرگ را به خانه سینما واگذار کرده ایم از جمله موضوع بیمه بیکاری هنرمندان که با مشارکت و چاره جویی خانه سینما در حال پیگیری است، البته اخبار مربوط به وضعیت بودجه سینما کمی ما را مستأصل کرده است و تلقی ما این بود که امسال هم تخصیص بودجه صددرصد خواهد بود ولی گزارش احتمال کسر 20 درصدی بودجه، خبر ناگواری بود که بحث بیمه بیکاری را زیر سؤال می برد. از دیگر اقدام هایی که با همکاری خانه سینما در حال پیگیری است بررسی و بازنگری همه قراردادهای موجود در حوزه سینما است. ایجاد امنیت شغلی اهالی سینما و تنظیم قراردادهای اصولی توسط تیم حقوقی کاربلد و آگاه پیگیری می شود. بسیاری از عوامل تولید فیلم از اینکه گاهی به خاطر نابسامانی این قراردادها حقوق شان تضییع می شود ناراضی اند که این امر بزودی سروسامان مناسبی پیدا خواهد کرد. از جمله تصمیمات بسیار خوبی که با همکاری خانه سینما پیگیری می شود بحث شناسنامه و سند مالکیت فیلم است که بزودی اطلاع رسانی خواهد شد. از این به بعد هر فیلم یک سند مالکیت خواهد داشت که به منزله شناسنامه فیلم است و در آن سرمایه گذار مشخص است که هرگونه نقل و انتقال حقوقی و خرید و فروش ثبت خواهد شد. این سند کمک می کند تا روی یک فیلم به عنوان دارایی حساب کنیم و حتی شاید بتوان مثل تمام اسنادی که ارزش مادی دارند با آن وام گرفت، وثیقه گذاشت که البته این اقدام نیاز به پیگیری جدی دارد.

در ابتدای صحبت هایتان از تثبیت فضای مطلوب کنونی و نگرانی تان نسبت به استمرار این جو امیدوارانه سخن گفتید موضوعی که به نظر می رسد تحت الشعاع ماجرای نمایش فیلم ها و توقیف آنها قرار گرفته است. هر چند مسائلی از این دست بسادگی قابل حل نیست اما سؤال این است که چرا باید نمایش یا نمایش ندادن یک فیلم تبدیل به معضلی تا این حد پیچیده شود؟ آیا نمی شود یک بار و برای همیشه تکلیف وضعیت قانونی شیوه و شرایط نمایش فیلم های سینمایی را مشخص کرد؟

این فشارها به هر حال باعث ایجاد نگرانی می شود. در یکی از جلسات طولانی که چند روز پیش با یکی از اعضای محترم کمیسیون فرهنگی مجلس داشتیم به صورت مفصل در این باره صحبت کردیم و بر این موضوع بارها تأکید داشتیم که زیر سؤال بردن اعتبار شوراهای پروانه نمایش و ساخت در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به نفع نظام و هیچ کس نیست. فیلمسازانی داریم که به هر دلیلی نمی خواستند وارد گرفتاری های پروانه ساخت شوند و فیلم های بدون مجوز ساخته بودند اما امسال خودشان برای پروانه ساخت درخواست دادند، سناریوها خوانده شد و با اصلاحات فیلم هایشان تولید شد و در جشنواره فیلم فجر هم حضور دارند. خب این به نفع کشور است یا اینکه جوان های کشور و سینماگران را به خارج از کشور سوق دهیم تا با اولویت های مخالف وزارت ارشاد و نظام فیلم بسازند! به این آقایان عرض کردم که دیگر مفهوم نظارت تغییر کرده است، در سال های گذشته ساخت فیلم بدون بنیاد فارابی و وزارت ارشاد غیرممکن بود و به همین دلیل جشنواره فیلم فجر، جشنواره فارابی بود اما حالا دیگر فیلمسازی خیلی آسان شده است و هرکس با دوربین تلفن همراه خودش هم می تواند فیلم بسازد.

ایجاد این مناقشات یعنی سوق دادن سینماگران به فیلم های زیرزمینی. نکته دوم که به شخصه به آن اعتقاد قلبی دارم و از آن دفاع می کنم این است که اگر ما التزام عملی به ولایت فقیه داریم باید سازوکارهایی که در نظام ولایت فقیه پیش بینی شده را بپذیریم و اگر نپذیریم التزام عملی ما به ولایت فقیه زیر سؤال رفته است. از یک فیلم می توان صدها برداشت کرد و اساساً مشکل حکومت اسلامی قبل از ولایت فقیه این بود که اطاعت سیاسی قابل تحقق نبود و برداشت های مختلف، تفسیرهای متعدد و قرائت های متنوع می شد و هرکسی می توانست بگوید من بیشتر می فهمم و من متدین ترم پس حرف من به صواب نزدیک تر است! اما طبق نظریه ولایت فقیه در مسائل عمومی حرف حکومت حجیت دارد و همه باید بپذیریم. سؤال من این است که اگر قرار باشد حجیت پروانه نمایش را که اعضای آن مشخص، کارشناس و آشنا و مقید به نظام جمهوری اسلامی هستند نپذیریم کدام قرائت و تفسیر را باید بپذیریم؟! آیا دچار هرج و مرج و بلاتکلیفی نمی شویم و آیا مرجع موثق تری نسبت به اینها وجود دارد؟! قطعاً نه! بنابراین راهی جز تمکین سازوکارهایی که در قانون پیش بینی شده و در درون نظام تعبیه شده است، وجود ندارد حتی اگر درصدی اشتباه هم برایشان قائل باشیم.

این یک بحث کلی است که نه فقط مشمول سازمان سینمایی بلکه کل وزارت ارشاد می شود. کسانی که می خواهند مرجعیت وزارت ارشاد را زیر سؤال ببرند، بدانند که به نوعی با ولایت فقیه می جنگند و این مسأله با انتقاد کردن متفاوت است. باید انتقادها مطرح شوند اما در نهایت باید قانون و سازوکارهای قانونی را بپذیریم. نگرانی دیگر من این است که متأسفانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بویژه عرصه سینما صحنه یک سلسله تسویه حساب های سیاسی شده است و این معضل، سالیان سال است که دامنگیر حوزه فرهنگ شده است و خیلی ها دعواهای سیاسی شان را به زمین فرهنگ و هنر می آورند، چون تصور می کنند که در این زمین راحت تر می توانند مچ رقیبان را بخوابانند. امیدوارم آقایان دعواهایشان را ببرند به زمین خودشان، بروند در عرصه سیاست و انتخابات بجنگند.

اما نکته جالب در این میان اظهارنظرها و موضعگیری های متفاوت از سوی مسئولان فرهنگی است. اینکه یک روز خبر می رسد فیلم ها توقیف شده اند، روز بعد می گویند پروانه نمایش دارند ولی اکران نمی شوند، بعد خبر می رسد که قطعاً اکران می شوند ولی زمان مشخص نیست. روز بعد کمیسیون فرهنگی مجلس اعلام می کند که این فیلم ها نباید اکران شود و ما جلوی شان می ایستیم و... این قصه همین طور ادامه دارد. با این شرایط چقدر به اکران فیلم های پشت خط مانده امیدوار هستید؟

بسیار زیاد. ما فیلم هایی پشت خط داریم که هیچ مشکل و حاشیه ای ندارند و دچار بی مهری های سیاسی شده اند. به امید خدا مشکلات حل خواهد شد، اهالی سینما نگران نباشند.

با وجود این سینماگران انتظار دارند مدیران سینمایی بر اساس مشروعیتی که دارند پای حرف هایشان بایستند. حداقل انتظار می رود فیلم های تولید شده در دوران مدیریت شما به فهرست فیلم های توقیفی افزوده نشود.

بله. به طور حتم. آقای جنتی هم چندین مرتبه قاطعانه و صریح اعلام کردند که ما خودمان را درقبال همه فیلم هایی که از این دولت پروانه ساخت گرفته اند مسئول می دانیم حتی فیلم هایی که در سال های گذشته تولید شده اند و گفته می شود که به ما ارتباطی ندارند! هر چند که به اعتقاد من سرنوشت همه فیلم های سینمایی به ما مربوط می شود و به سازندگان شان اطمینان می دهیم که به عنوان یک وظیفه به دنبال احقاق حق شان هستیم و سعی می کنیم این اتفاق در روند فیلمسازی آنها خللی ایجاد نکند.

در جشنواره سال گذشته تلاش زیادی برای همراه کردن سینماگران نسل های مختلف داشتید و مشکلات برخی فیلمسازان از جمله مسعود کیمیایی را برای حضور در جشنواره حل و فصل کردید. آن زمان این تلاش های شما برای کسب محبوبیت تعبیر شد اما در ادامه با بازگشت بزرگانی چون بهمن فرمان آرا و خسرو سینایی مشخص شد که این حرکت در دستور کار مدیران سینمایی قرار گرفته است. در ادامه این سیاست خبر رسید که فیلمنامه «مقصد» بهرام بیضایی برای دریافت پروانه ساخت ارائه شده است و در همین تب وتاب خبری هم از ناصر تقوایی در پشت دوربین به گوش رسید. چطور شد امسال در اقدامی متفاوت فیلم «دلم می خواد» فرمان آرا و «جزیره رنگین»سینایی از بخش مسابقه بیرون گذاشته شد و فیلمسازی تقوایی و بیضایی میسر نشد؟

بازگشت بزرگان به سینمای کشور محقق شده است. برخی فیلم ساخته اند و عده ای هم مشغول فیلمسازی هستند. بعضی هم که آمادگی ندارند در عرصه های دیگر حضور دارند مثلاً آقای تقوایی جزو هیأت امنای مدرسه ملی سینماست. آقای فرمان آرا به دلیل پیشکسوتی اعلام کردند تمایلی برای مسابقه با نسل جوان تر سینما ندارند و با توجه به جایگاهی که دارند مالک حقوقی فیلم یعنی آقای علی تقی پور هم به درخواست کارگردان رضایت دادند. فیلم استاد خسرو سینایی هم در بخش خارج از مسابقه به نمایش در می آید و نبود فیلم ایشان در بخش مسابقه به معنای حضور نداشتن در جشنواره نیست. ما از اینکه ایشان با انرژی فیلم ساختند خوشحالیم و از حضورشان در جشنواره خرسندتر. در مورد آقای بیضایی هم خبر تازه ای ندارم و آخرین خبر همانی است که قبلاً اعلام شد. ایشان برای فیلم «مقصد» درخواست پروانه ساخت داشتند که موافقت اصولی داده شد ولی خب گویا شرایط فراهم نشد. اگر قصد ساخت فیلم شان را داشتند، طبیعتاً باید جدی تر با شورای پروانه ساخت صحبت می کردند.

فیلم های اکران شده در جشنواره سال قبل تا حد زیادی متأثر از سیاستگذاری دولت قبلی بود و ارزیابی سیاست های مدیریت فعلی در جشنواره امسال مشخص می شود. فیلم های این دوره چقدر محصول سیاستگذاری تیم شماست؟

ما مسئولیت سینمای کشور را پذیرفته ایم و به هیچ عنوان از زیر بار مسئولیت شانه خالی نخواهیم کرد. فیلم هایی که بنده دیدم و بیانیه اعضای هیأت داوران از گام های رو به جلوی سینمای ایران حکایت دارند بویژه بلوغ و هوش جوان ها در جشنواره امسال مثال زدنی است. در بخش اجرایی هم آن بخش از سیاست هایی که سال گذشته موفق به اجرایی کردن آنها نشدیم آرام آرام اعمال می شود یکی از آنها طرح «یک فیلم، یک سلام» است. همچنین موج بلیت های رایگان را متوقف کرده ایم؛ هر چند که کار سخت و پر هزینه ای برای بنده بود. دیگر از نمایش فیلم های رایگان برای دستگاه ها و نهادها خبری نیست و همه برای تماشای فیلم موظف به خرید بلیت هستند و این یعنی ما برای صندلی سینما و دست اندرکاران آن احترام قائل هستیم. جدا کردن بخش بین الملل اقدام دشواری بود و ما خودمان را در معرض آزمونی سخت قرار داده ایم، همه می دانیم که بخش بین الملل بخشی تشریفاتی و میهمانی کم معنا و اثر شده بود.

یکی از انتقادهای بحق اهالی سینما در دوران مدیریت شما تشکیل نشدن جلسه رسمی شورای عالی سینما از زمان روی کار آمدن دولت جدید است؛ شورایی که شاکله اصلی اش با ریاست رئیس جمهوری معنا پیدا می کند. اساساً دکتر روحانی تمایلی برای حضور در این جلسات دارند؟

اطمینان می دهم که رئیس جمهوری برای حضور در این جلسات بسیار با انگیزه هستند و راغب اند که با اهالی سینما نشست داشته باشند و این اشتیاق را بر اساس اخبار موثق اعلام می کنم. ما نمی خواهیم با حضور رئیس جمهوری جلسات نمایشی برگزار کنیم. آقای وزیر بحق اصرار داشتند که ابتدا دستور جلسه ها مشخص باشد تا بهترین بهره را از حضور عالی ترین مقام اجرایی کشور داشته باشیم. با پیش جلسه هایی که با اعضای حقیقی شورای عالی سینما داشتیم دستور کارها مشخص شده است و بعد از تصویب در جلسه ای با حضور وزیر ارشاد تا قبل از پایان سال نخستین جلسه رسمی با حضور آقای روحانی هم برگزار خواهد شد.

در دیدار با سفرا و وزیران فرهنگ کشورهای اسلامی همواره بر لزوم تولیدات مشترک تأکید داشته اید که نشان می دهد به فکر چشم اندازهای وسیع تر از مرزهای داخلی هستید. نقشه دیپلماسی فرهنگی دولت در حوزه سینما چیست و اولویت شما کدام کشورها است؟

در عرصه بین الملل کارهایی که تا به امروز انجام شده قابل تقدیر و ستایش است اما انتظار بنده از بخش بین الملل به فروش چند فیلم و حضور در جشنواره های بین المللی محدود نمی شود بلکه معتقدم سینمای ایران در سطح و جایگاهی قرار دارد که به ارتباطات دیپلماتیک و دیپلماسی فرهنگی قوی و قدرتمند تری نیاز دارد. در کنار تولیدات مشترک و استفاده از بازارهای منطقه برگزاری هفته های معرفی سینمای ایران و استفاده از ظرفیت سینما برای معرفی ایران و نظام جمهوری اسلامی ایران هم میسر خواهد شد. در خصوص اولویت کشورها باید بگویم ما یک دین و بدهی نسبت به کشورهای فارسی زبان و کشورهای منطقه احساس می کنیم. عراق و تاجیکستان از جمله کشورهایی هستند که امروز حاضرند سینمای کشورشان را در اختیار ما بگذارند و اگر فرصت را از دست بدهیم دیگران جای ما را خواهند گرفت. همچنین کشورهای اسلامی مثل الجزایر، تونس و... که ارتباط عاطفی نسبت به ایران دارند و برای سینمای ایران احترام قائلند هم در زمره کشورهایی هستند که می توانند بازارهای بالقوه ای برای سینمای ایران باشند. کشورهای فارسی زبان دیگری که در حوزه تمدن جهان ایرانی تعریف می شوند جزو همکاران و شرکای ذاتی و فعلی ما هستند. در این میان مراوده با کشورهایی که صاحب صنعت پیشرفته سینما هستند را نیز مد نظر قرار داده ایم از جمله لهستان که قرار شد 12 هنرجو را برای آموزش در دوره های 3هفته ای اعزام کنیم. همچنین برای تحصیل در مدرسه سینما بورس تحصیلی یک ساله به یکی از هنرجوهای برجسته کشورمان تعلق خواهد گرفت. در همین راستا تعاملاتی هم با مسکو، فرانسه، چین، سنگاپور، هند و... نیز داشته ایم.

به طور مشخص پس از برگزاری سی ودومین جشنواره فیلم فجر بخشی از برنامه های تخریبی و فشارها علیه سینمای ایران کلید خورد. طی این مدت با این حجم فشار گروه های افراطی علیه سینما خسته نشد ه اید؟

من بر داغ ترین صندلی مدیریتی نشسته ام اما وقتی به اهداف و قدرت سینما برای تعالی کشور و معرفی فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی می اندیشم احساس می کنم در مقابل این اهداف بلند، فشارها خیلی ناچیز است. وقتی یک فیلم خوب می تواند روی میلیون ها نفر اثرگذار باشد اگر جان، آبرو و عمرم را پای آن بگذارم ارزش دارد. یک عده دوست دارند ما خیلی زود خسته شویم اما ما امیدوارانه به ادامه راه فکر می کنیم تا زمانی که برای سینما مفید واقع شویم.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: انتقام از دولت در زمین سینما
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم بهمن 1393ساعت 13:3  توسط فروش ماسک مو لوریس www.tehranstar.ir  | 

صفحه نخست روزنامه‌های ورزشی ایران و جهان

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم بهمن 1393ساعت 13:3  توسط فروش ماسک مو لوریس www.tehranstar.ir  | 

واقعيت اجتماعي زنان در نگاه وزیر کار

علي ربيعي، وزير تعاون، کار و رفاه اجتماعي در مردم سالاری نوشت:

دوشنبه گذشته همايش «زنان در مسير توسعه اجتماعي با تأکيد بر برنامه ششم توسعه» به ميزباني وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعي برگزار شد، به گمان من، وقتي مي‌خواهيم از «زنان در مسير توسعه» سخن بگوييم، پيش‌شرط چنين چيزي، سخن گفتن از «واقعيت اجتماعي زن» است. نمي‌شود زنان در مسير توسعه، بدون آگاه شدن بر واقعيت اجتماعي زن بررسي شوند. بنابراين بايد ابعاد «واقعيت اجتماعي زن» را بشناسيم. من از آن دسته‌اي نيستم که بخواهم «واقعيت اجتماعي زن» را ناديده بگيرم. سعي مي‌کنم بگويم اين واقعيت اجتماعي چه ابعادي دارد. اين واقعيت ابعاد مثبت و منفي دارد، و بيشتر به ابعادي مي‌پردازم که به حوزه وزارتي‌ام ارتباط دارد:

زنانه شدن محيط‌هاي کاري: آيا شما محيط‌هاي کاري‌اي مشاهده کرده‌ايد که تقريبا همه افراد زن هستند؟ بالاخص در بخش خصوصي اين محيط‌ها را بيشتر مشاهده مي‌کنيد. خصوصا ارائه خدمات در بخش خصوصي تحت سيطره زنان قرار گرفته است. آيا مي‌توانيم شاهد حضور هرچه بيشتر زنان در حوزه‌هاي کاري باشيم و در عين حال رويکرد محافظه‌کارانه گذشته به کار و اشتغال زنان را حفظ کنيم؟

کار زنان مجرد: به‌طور کلي تجرد زنان در ايران افزايش يافته است. برخي استدلال مي‌کنند که مشکلات ازدواج سبب اين تغيير شده است. اما مي‌خواهم شما را به اين واقعيت ارجاع دهم که بسياري از کارفرمايان – بالاخص در بخش خصوصي – از استخدام نيروي کار غيرمجرد استقبال نمي‌کنند. مهمتر اين‌که هر اقدامي انجام دهيد تا به نوعي از زنان حمايت کنيد، کارفرما اشتياق کمتري براي استخدام زنان به خرج مي‌دهد. نکته مهم اين است که هر قدر شرايط اقتصادي سخت‌تر مي‌شود، وابستگي کارفرما به نيروي کار بيشتر شده و فشار اجتماعي بر کار زنان، و بالاخص عدم استقبال از کار زنان متأهل بيشتر مي‌شود. به اين ترتيب، فشار اقتصادي و رکود، از مسير استقبال کارفرمايان از استخدام مجردها، به بنيان خانواده ضربه مي‌زند.

سبک زندگي زنانه: زنان به عنصر تعيين‌کننده سبک زندگي بدل شده‌اند. نوع مصرف، انگيزه‌هاي زندگي، و الگوهاي عمل خانواده و جامعه را زنان تا حد زيادي تعيين مي‌کنند. الگوهاي زيباشناختي و گرايش‌هاي زندگي تحت تأثير زنان قرار گرفته است. از سوي ديگر مطالعه صورت گرفته توسط اينجانب در سال 1391در مورد تعيين‌کنندگي و قدرت در خانواده در خصوص تعيين نام فرزندان و تعيين محل سکونت، خريد کالا، مديريت هزينه و مواردي از اين قبيل توسط زنان درخانواده صورت مي‌گيرد. يعني از سبک زندگي زنان درخانواده متاثر مي‌گردد.

حضور اجتماعي زنان: نمي‌دانم جلساتي با سازمان‌هاي داوطلبانه، خبرنگاران، و ساير گروه‌هاي غيردولتي داشته‌ايد يا خير. اکثريت حضار چنين جلساتي را زنان تشکيل مي‌دهند. حتي در انجمن‌هاي علمي کثيري از حضار زنان هستند. اين حضور اجتماعي گسترده، پي‌آمدهايي براي خانواده، جمعيت، و آگاهي اجتماعي دارد.

حرفم اين است که هيچ بخشي از جامعه و سياستگذاران تلاش نکنند واقعيت اجتماعي زن در جامعه امروز ايران را ناديده بگيرند. در ضمن، هرگونه سياستگذاري درباره زنان بايد معطوف به شناخت دقيق از ذهنيت، فعاليت، گرايش‌ها و تحولات اجتماعي حوزه زنان باشد. اما در حوزه وزارتي من، واقعيت‌هاي ديگري هم مربوط به زنان وجود دارد:

زنان بي‌سرپرست: جامعه ما با حدود دو ميليون زن بي‌سرپرست دست به گريبان است. وجود دو ميليون زن سرپرست خانوار که بخش زيادي از آنها در شرايط اقتصادي مناسبي نيز نيستند، مسأله بزرگي است. آسيب‌هاي اجتماعي زنان: من واقعا قصد ندارم از فرضيه زنانه شدن آسيب‌هاي اجتماعي دفاع کنم. ولي از کنار اين واقعيت هم نمي‌توانم به راحتي بگذرم که آسيب‌هاي اجتماعي زنان به نسبت گذشته بسيار بيشتر شده است. اعتياد، حضور در باندهاي جرائم سازمان‌يافته، و جرائم اخلاقي و جنسي، در حوزه زنان گسترش يافته است.

تضادهاي روابط کار: در عرصه روابط کار، زنان يک طرف منازعات با کارفرما، و اعتراض به شرايط موجود کار هستند. استخدام با حقوق‌هاي زير حد قانون کار و رعايت نشدن حقوق کار، از جمله مسائل اين عرصه است.

بهداشت و سلامت زنان: نمي‌توانيم از کنار اين واقعيت که برخي بيماري‌هاي مزمن در زنان بيشتر است (نظير پوکي استخوان) يا زنان دسترسي کمتري به فضاهاي ورزشي دارند و در نتيجه بيشتر در معرض برخي بيماري‌ها قرار دارند، بگذريم.

اين‌ها همه نشان مي‌دهند زنان در ابعاد مختلف، به واقعيت اجتماعي غيرقابل انکاري بدل شده‌اند. ابعاد ديگري از اين واقعيت هم هست که بايد در جاي ديگري به آن پرداخت. مسائلي نظير هويت و ... که در عرصه‌هاي تخصصي‌تري مي‌توان درباره آن‌ها بحث کرد.

سرجمع همه اين حرف‌ها اين است که وقتي از «زنان در مسير توسعه» سخن مي‌گوييم، بايد سياستگذاري‌اي داشته باشيم که نهايتا قادر به زمينه‌سازي حل مسائل زنان، و توانمندسازي ايشان براي ايفاي نقش در جريان توسعه باشد. از دل اين آگاهي، «سياستگذاري حساس به جنسيت» بروز مي‌کند.بايد در برنامه ششم توسعه، دو مقوله «واقعيت اجتماعي زن» و «سياستگذاري حساس به جنسيت» لحاظ شود. مهم اين است که آگاه باشيم توجه نشان دادن به «سياستگذاري حساس به جنسيت» صرفا مقوله‌اي غربي يا وارداتي نيست. فمنيستي به معناي ايدئولوژيک هم نيست. سياستگذاري حساس به جنسيت کاملا اسلامي است. اسلام مبدع و تأکيدکننده بر تفاوت‌هاي زن و مرد، و دخيل کردن اين تفاوت‌ها در سياستگذاري است. حقوق در نظر گرفته شده براي زنان، و ملاحظاتي که در قبال زنان در قرآن و فقه اسلامي آمده، «سياستگذاري حساس به جنسيت» است. بنابراين نگاه بدبينانه به سياستگذاري حساس به جنسيت، دور شدن از الگوي اسلامي است.

سياستگذاري حساس به جنسيت (gender sensitive):

من الان در موضع سياستگذار قرار دارم. الزامات سياستگذاري را درک مي‌کنم. ما براي سياستگذاري حساس به جنسيت، شناخت‌هاي واقعي از جامعه ايران نداريم. يک مورد را مثال مي‌زنم:

فرض کنيد تصميم مي‌گيريد براي حمايت از زنان، زمان مرخصي زايمان را افزايش دهيد، و شرايط تسهيل‌کننده ديگري براي کار زنان در نظر بگيريد. مسأله اصلي اين است که وقتي چنين کاري مي‌کنيد، کارفرما از استخدام زنان استقبال نمي‌کند، و در نهايت زنان شرايط معيشتي سخت‌تري پيدا مي‌کنند. استخدام زنان کاهش مي‌يابد و به دليل سختي معيشت، تمايل به فرزندآوري هم کمتر مي‌شود.

وقتي شرايط خاص زنان در محيط کار ايران را لحاظ نکرده و سياستگذاري مي‌کنيد، در نهايت هم سياستگذار شکست مي‌خورد و هم وضعيت زنان بدتر مي‌شود. اين وضعيت سياستگذاري وقتي رخ مي‌دهد که شما «سياستگذاري حساس به جنسيت» نداريد. مثلا براي سياستگذاري در زمينه تشويق به تفکيک پسماند از مبدأ به نقش زنان در مديريت پسماند منزل دقت نمي‌کنيد، و به نقش زنان در ارتقاي بهداشت خانواده از طريق مديريت ايشان بر رژيم غذايي خانوار دقت نمي‌کنيد.

بنابراين ما نيازمند سياستگذاري حساس به جنسيت هستيم. متأسفانه امروز اين نوع سياستگذاري که شرايط خاص برآمده از جنسيت را لحاظ کند، در کشور وجود ملموس ندارد. يک مثال از حوزه کاري خودم، وضعيت را بهتر روشن مي‌کند.

فکر مي‌کنيد اگر قانوني براي حمايت از راه‌اندازي تعاوني‌هاي مشاغل خرد زنان تصويب کنيم، عملکرد آن همانگونه‌اي خواهد بود که چنين قانوني براي مردان عمل خواهد کرد؟ اگر در اين قانون ذکر شده باشد که براي دريافت وام جهت راه‌اندازي کارگاه‌هاي کوچک يا مشاغل خانگي، وثيقه و سند لازم است، آيا زنان جامعه به اندازه مردان صاحب سند و وثيقه لازم جهت اخذ اعتبارات هستند؟ و آيا چنين رويه‌اي زنان را در نهايت به مرداني که وثيقه و سند را تأمين مي‌کنند وابسته نخواهد کرد؟ از اين مثال استفاده کرده تا بگويم، مقوله سياستگذاري حساس به جنسيت خيلي پيچيده است. سياستگذاري در هر عرصه‌اي، براي لحاظ کردن نقش زنان، الزاماتي دارد که فعلا به همه اين الزامات پايبندي نداريم. به گمان من نکاتي مي‌تواند جهت‌دهنده حوزه سياستگذاري معطوف به جنسيت و زمينه‌ساز توسعه توانمندي‌هاي زنان، و استفاده از توانمندي زنان در توسعه باشد. اين نکات عبارتند از:

-‌ ارائه راهکارهاي استفاده از فرصت‌هاي قانوني، اعتباري و مالي به منظور توسعه و ساماندهي فعاليت‌هاي زنان در حوزه‌هاي تعاون و مشاغل خانگي با رويکرد اشتغالزايي، کارآفريني و بهبود معيشت و رفاه بانوان

- مطالعه و ارائه راهکارهاي بهبود وضعيت رفاهي زنان، بالاخص زنان آسيب‌پذير

- مطالعه و ارائه راهکارهاي ارتقاي عدالت جنسيتي در ابعاد مرتبط با مأموريت‌هاي وزارتخانه

- تلاش در جهت اصلاح سياست‌هاي جنسيتي نظام بيمه

- شناسايي مسايل و مشکلات، و ارائه راهکارهاي بهبود وضعيت زنان در محيط کار

- تلاش در جهت توانمندسازي و ارتقاي اثربخشي سازمان‌هاي مردم‌نهاد فعال در زمينه امور زنان

- ارائه راهکارهاي استفاده از ظرفيت‌هاي سازماني وزارتخانه براي توانمندسازي و بهبود کيفيت زندگي زنان گروه‌هاي هدف

هدف نهايي هم بايد اين موارد باشد:

1-‌ تقويت عدالت جنسيتي،

2-‌ ارتقاي توانمندي زنان براي شکوفايي فردي،

3- تحکيم بنيان خانواده،

4- ايفاي نقش اجتماعي فعال،

«يادمان باشد که برخي با کج‌سليقگي بسيار، زنان را مسأله جلوه مي‌دهند.» تحليل گفتماني از فرمايشات مقام معظم رهبري نشان مي‌دهد ايشان زن را به عنوان يک فرصت نگريسته و نگاه مساله‌اي به زنان را قبول ندارند و کج‌سليقگي را نمي‌پذيرند. دولت تدبير و اميد نيز زنان را نه مسأله، بلکه بخش مهمي از راه‌حل توسعه مي‌بيند. نگاه به زن را بايد عوض کنيم، آن وقت زنان مي‌توانند سهم خود در توسعه را ايفا کنند. ديدگاه اصلي ما «زنان به‌مثابه راه‌حل است.» بايد در وزارتخانه اين ديدگاه را تئوريزه کنيم و براي آن طرح سياستي داشته باشيم.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: واقعيت اجتماعي زنان در نگاه وزیر کار
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم بهمن 1393ساعت 13:2  توسط فروش ماسک مو لوریس www.tehranstar.ir  | 

مطالب قدیمی‌تر